هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
141
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
بهار جارى [ است ] ، ولى در فصل تابستان مقطوع شده ، به زراعات مصرف مىشود . فاضل آب اين رود در زمين « مركان » « 1 » به آب رودخانهء « قرهصوى » « 2 » خوى ملحق شده ، به رود « ارس » مىريزد . [ عريان دبى ] خلاصه ، منزل امروز قريهء « عريان دبى » « 3 » است . از « مرند » تا قريهء مزبوره 6 فرسخ است . به فاصله 6 ساعت به منزل مزبوره رسيده ، در چاپارخانهء آنجا رحل استراحت انداخته ، هركسى در جائى آرميد . امروز هوا به شدت گرم بود . قريه « عريان دبى » در جاى پر سنگلاخى و در دامنهء كوه خيلى سختى واقع است . در يكى از شعب اين كوه مزار يكى از اولياء اللّه واقع است ، كه بين الناس نسبتش را به « بابا طاهر عريان همدانى » نسبت مىدهند . وجه تسميهء خود آبادى اينجا به « عريان دبى » نيز گويا از اين بابت باشد ، ولى مشهور چنان است كه قبر او در قرب « همدان » است . چند پارچه دهى كه متصل به هم در اين بلوك واقع است ، زبان مخصوصى قريب به « كردى » دارند ، كه او را به زبان « هرزن » « 4 » ياد مىكنند . گويا « باباطاهر » چندى در اين صفحات ساكن بوده و اين زبان از او به يادگار مانده است . قريهء مزبوره خالصهء ديوان اعلى « 5 » است .
--> اين رود جا به جا به مجارى متعدد داخل مىشود و با سرعت روان است . منازل مسكونى همه با خشت و گل بنا شده است و بر روى بامها ديوارهاى كوتاه كنگرهدارى قرار دارد . » ( ايران ، كلده و شوش ، 39 ) ر . ك . نگارنده . تاريخ مرند و جلفا و زنوز . مشهد : گوهر سياح ، 1378 ، 624 ص . ( 1 ) . مراكان يا مراگان , ( Maragan ) يا « مرهكند » ، از توابع دهستان « حاجيلار » شهرستان خوى كه محل تلاقى « قطورچاى » و « آقاچاى » است . ( 2 ) . امروزه به آن قرهسو ( Qareh su ) يا « آب سياه » مىگويند . در اينجا ظاهرا منصور رود يا « قطورچاى » است . ( 3 ) . نام اصلى آن آيرانديبى است ، كه كاروانسراى شاه عباسى در آن قرار داشت . ( 4 ) . هرزن يا هرزند , ( Harzand ) نام زبان يا لهجهاى خاص مردم اين روستاى مرند است كه زبانشناسان آن را بازمانده زبان پهلوى ساسانى مىدانند . ( 5 ) . ملك دولتى ، زمين و ملك پادشاهى كه به جاگير كسى نباشد .