هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

137

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

روز يك‌شنبه ، بيست و هشتم شهر شعبان 96 [ 12 ه . ق . ] [ فلك ] منزل امروزى در قريه « ديزج يكان » ، « 1 » در خانهء « حاجى عيسى خان » ، تفنگدار خاصهء سركارى است . صبح زود از « صوفيان » حركت كرده ، بعد از طى سه فرسخ راه در جاى بيدزارى كه از متعلقات قريهء « فلك » است ، جناب « آقا » به جهت استراحت نزول فرموده ، بعد از صرف نهار سوار شده ، از راه « يام‌تپه » عزيمت محلّ موعود گرديدند . [ ديزج يكان ] در بين راه ، عالىجاه « لطف اللّه خان » ، رئيس سوارهء « قراسوران » « 2 » و « حاجى عيسى خان » و جمعى ديگر از علماء و خوانين « مرند » به استقبال آمده بودند . به اتفاق آنها از راه مخصوص « ديزج يكان » به خانهء « حاجى عيسى خان » وارد شدند . ميزبان « محمد خان » فرزند « حاجى عيسى خان » عمه‌زادهء حقير بود ، كه جوانى « 3 » « معقول » و « كاردان » است . مدتى بود كه در « ركاب همايونى » در سلك تفنگداران شاهى قيام به خدمت داشت . در اين اوقات مرخصى حاصل كرده ، در خانهء خودشان بود . دقيقه [ اى ] از لوازمات پذيرائى و مهمان‌نوازى فروگذارى نكرده ، با كمال شوق و ذوق ، مشغول اداى مراسم ميزبانى بود . قريه « يكان » از مضافات « مرند » [ و ] به فاصلهء 2000 قدم تخمينا در سمت مغرب « مرند » در دامنه كوه « مشو » « 4 » واقع است . هوا و فضاى خيلى خوب دارد . حاصلات ارضيّه آن « گندم » و « پنبه » و « خربزه » و همه قسم « صيفىكارى » است .

--> ( 1 ) . ديزج يكان , ( Dizaj Yekan ) روستايى از توابع دهستان حومه شهرستان مرند كه روى تپه ماهور با ارتفاع 1350 متر قرار گرفته و ظاهرا به شهر الحاق يافته است . ( 2 ) . قراسوران , ( qarasuran ) واژه‌اى تركى به‌معناى سياهى راننده ، به معنى سرهنگ محافظان قافله . آن‌كه به سركردگى گروهى از جانب پادشاه در راهها نشيند تا قافله‌ها از منازل مخوف به سلامت بگذرند . معادل امنيه . ( 3 ) . در اصل : جوان ( 4 ) . امروز به آن « ميشو » مىگويند و در اصل « ميشوداغ » است . ميشو داغ , ( mis ? udaq ) رشته كوهى است د آذربايجان شرقى ، حاشيه شمالى درياچه اروميه ، به درازاى 75 كيلومتر كه بلندترين قله آن علمدار حدود 3155 ارتفاع دارد . اين كوه سرچشمه رودهاى « شور » ، « انامق » ، « باغلر » ، « تيوان چاى » ، « چهرگان » ، « تسوج » و « قازان چاى » است .