هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

134

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

مرحوم « محمد على بيگ سرهنگ توپخانه » به اتفاق مشايعت‌كنندگان تا خانهء حاج مزبور مىآمد ، بعد از رسيدن به كوچه [ اى ] كه در مقابل « طاق على شاه » است ، اسب سوارى او سركشى كرده ، عنان اختيار را از دست درربوده ، در نزديكى « يخچالى » « 1 » كه مقابل « طاق » واقع است ، سخت به زمين زد . از شدت صدمه ، غشوه « 2 » به او عارض شد . صورتش مجروح و بازويش از جا درآمد . بعد از آن‌كه به هوش آمد ، با حالت زبون به محل موعودش آوردند . الحمد للّه به جزئى معالجه به خير گذشت . در همان‌روز ، اهالى شهر ، از « اعيان » و « اشراف » فوج فوج آمده ، پس [ از ] استيفاى مراسم « خلوص » و « ارادت » به خان [ ه ] هاى خود برمىگشتند . وقت عصر ، جناب مستطاب « حاجى ميرزا جواد مجتهد » - سلمه اللّه تعالى - آدم مخصوصى به خدمت جناب « آقا » فرستاده ، التماس دعا نمودند . شب بيست و ششم ماه را در منزل حاج مزبور ، جمعى از « علما » و « اعيان » مدعو بودند . از جملهء علما جناب شريعتمد [ ار ] « حجة الاسلام » و « حاجى ميرزا محسن قاضى » - سلّمهما اللّه تعالى - و غيرهم حضور داشتند . بعد از صرف شام كه اهل مجلس متفرق شدند ، جمعى از « اولاد » و « احباب » جناب مستطاب « آقا » در خدمت آن جناب ماندند . الحق « حاجى ميرزا على اكبر » در لوازمات مهماندارى به هيچ‌وجه قصورى نكرده ، آن‌چه لازمهء مراتب اخلاص بود ، كاملا به‌جا آورد . روز جمعه ، بيست و ششم شهر شعبان 1296 [ ه . ق . ] امروز 2 ساعت از طلوع آفتاب گذشته ، از منزل حاج مزبور حركت شد . « بابا خان

--> ( 1 ) . يخچال ( Yaxc ? al ) گودال بزرگ و سقف‌دار كه در فصل زمستان يخ‌ها را در آن انبار مىكردند تا در تابستان به مصرف رسانند . محل نگهدارى يخ , ( Glace ) محل ذخيرهء يخ براى ايام تابستان , ( Glacie ? re ) در گذشته جهت ذخيرهء يخ بركه‌هاى كوچكى تعبيه مىكردند و در فصل سرما آب در بركه‌ها مىانداختند . پس از يخ‌زدن آب‌ها ، تكه‌هاى يخ را به محلى كه جهت ذخيرهء يخ در مجاورت بركه ساخته بودند انبار مىكردند . اين محل ذخيرهء يخ عبارت از گودال عظيم دايره مانندى بود كه سقفى مخروطى شكل و عظيم بر روى آن ساخته بودند . اين محل را به نام يخدان يا يخچال مىناميدند . ( 2 ) . غشوه , ( qas ? veh ) بيهوشى ، ضعف كردن .