هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
129
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
پس شخص هرقدر سبكبار باشد ، خواهد دانست كه چهقدر آسودگى را دارد . سادسا براى مسافرت و وصول مقصود در باب انتخاب طريق ، به عقيدهء كسان با تجربه و آنانى كه هردو راه « دريا » و « خشكى » را مكرّر ديدهاند ، را « دريا » راه « اسهل » و « مرجّح » دانستهاند ، كه يا از « درياى مازندران » عبور كرده ، از راه « اسلامبول » عازم باشد و يا از راه « دجله » يا شط « بغداد » به « بصره » و از آنجا به « جده » برود ، و يا آنكه از راه « بوشهر » كه 15 روزه به « جدّه » مىرسد ، برود ، كه مايهء « آسودگى » و « امنيت » و قلت « ركوب » و « نزول » و عدم تضييع اوقات در اين راهها است ؛ و چندين دلايل عديده نيز دارد ، كه اينجا موقع بسط آن نيست . ولى در راه « سلطانى » ، حاجى بايد 40 روز تا ورود به « شام » قطع مسافت نمايد و از « شام » تا به « مدينه » 40 منزل در بالاى شتر قرار گيرد . نه لذت خواب را بداند و نه خط سفر را بيند . غير از « ركوب » و « نزول » در شبانهروز شغلى ندارد . قطع نظر از اين زحمات راه سلطانى ، صدمات كثيره و عديده در راه « جبل » هست ، كه به سبب مجهولى ، همه ساله جمعى [ از ] مردم « ايران » در راه « بيت اللّه الحرام » در چنگ « اعراب » اسير و حقيرند . در بيابانهاى كوير « عربستان » كه دادخواهى نيست ، هرچه مىتوانند مضايقه ندارند . « حملهداران » قسىّ القلب ، انواع اذيت جانى و مالى را مىنمايند . در اغلب سنوات ديده شده ، راه معمولى را كه در 20 روز از « مدينهء منوره » به « نجف اشرف » مىتوان آمد ، در 80 روز با كمال اذيت و مشقت و سوء سلوك مىآورند . شاعرى در مذمت راه « جبل » گويد : به دريا رفتن و مردن ، بِه از راه جبل باشد * كه در راه جبل حاجى « حقير » و « مبتذل » باشد يكى در چنگ « جمّال » و دگر « عكّام » بد اختر * سيم زان « حمله دار » دون ، كه سر تا پا « حيل » باشد خلاصه ، عمدهء خيال « عكام » و « حمله دار » تا « امير حاجّ » اين است كه تمام « حجاج » را در بيابانها تشنه و گرسنه بگردانند ، و بعد از مصيبتهاى متواليه لخت كرده ، از خاك « عربستان » بيرون نمايند . و بسا اتفاق افتاده كه به واسطهء « خشكسالى » و « قحط آبى » در برك [ ه ] هاى خاك