هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
123
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
ملالت و كسالت را به خود راه نمىدادند . [ بيت ] در مصطبهء « 1 » عشق تنعّم نتوان كرد * چون مالش « زر » نيست ، بسازيم به خشتى جناب استاد نيز در تربيت و تكميل اينچنين تلميذ رشيد از بذل انواع مراحم و لطايف دريغ نفرموده ، در « ارشاد » و « افاده » به هيچوجه خوددارى نمىنمودند تا اينكه به توفيق ربّانى حامل آثار آن سيد بزرگوار شده ، مرآت پاك حقايقنماى آن نيّر تابناك گرديده ؛ اكنون مدت 40 سال است كه در شهر « تبريز » فرحانگيز با فرايد كلمات و مواعظ شافيات زنگزداى قلوب منكدره « 2 » و دلهاى منكسفه « 3 » مىباشند و كرّات به زيارت سدد سنيه حضرات چهارده معصوم - عليهم السلام - فايز گشته و اين سفر خيريت اثر ، دويم سفر حجاز بود كه در اوان « شيخوخيت » از همّت عالى جناب سرزد . « 4 » در ذكر شرح حالات جناب معارف و حقايق انتساب ، اعلم العلماء العظام ، آقاى « حاجى ميرزا موسى صدر » - سلمه اللّه تعالى - است . آن جناب فرزند ارشد و اكبر جناب مستطاب آقاى « ثقة الاسلام » است . تولد شريفشان در شب پنجشنبه پانزدهم شهر ربيع الثانى 1258 [ ه . ق . ] اتفاق افتاده [ است ] . آن جناب هم از صغر سن به تحصيل علوم مشغول بوده ، مدت 7 سال در « عتبات » عرش درجات در خدمت دو شخص بزرگوار ، يكى جناب الفاضل
--> ( 1 ) . ميخانه ، ميكده . ( 2 ) . تيره شده . ( 3 ) . محجوب ، گرفته ، پوشيده . ( 4 ) . حاجى ميرزا شفيع ثقة الاسلام ( تولد 1218 ه . ق . ؛ درگذشت : 1301 ه . ق . در سن 83 سالگى ) ، پيشواى شيخيه آذربايجان ، كه در سال 1242 ه . ق . به عراق سفر كرد و نزد « شيخ محمد حسن صاحب جواهر » و « شيخ على » ، نوادهء شيخ جعفر ، و « سيد كاظم رشتى » ( پيشواى شيخيه ) فقه ، حديث ، اصول و تفسير را فراگرفت و به شيخيه گرويد و پس از بازگشت به تبريز صاحب محراب و منبر گرديد و از رجال و روحانيان سياسى مذهبى بانفوذ در شمال غربى كشور ( آذربايجان ، اردبيل ) و همدان و گيلان و حتى پايتخت محسوب مىشد . پس از مرگش رياست شيخيه به پسرش ميرزا موسى رسيد . ( شرح حال رجال ايران ، 5 / 116 - 117 ؛ اثرآفرينان ، 2 / 184 ) . ملا محمد حجة الاسلام مامقانى ، ميرزا محمد حسين حجة الاسلام ، سيد ميرزا على آقا طباطبايى ، سيد مصطفى حائرى اسكويى و ملا على معين الاسلام از بزرگان شيخيه آذربايجان بودند ، حتى ميرزا على ثقة الاسلام تبريزى كه در عاشوراى 1330 ه . ق . توسط روسها به دار آويخته شد ، از پيروان همين فرقه شيعى بود . ( شيخيگرى ، مدرسى چهاردهى ، 175 - 196 )