هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
101
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
ابريشم خالص « رخت خواب پيچ » و ساير چيزها [ را ] پاكيزه مىبافند . و در اكثر كوهستنان « مازندران » قلعههاى سخت است كه به غلبه تسخير آن مشكل است . سپاهى [ ى ] آنجا ، بسيار طاقت در پيادگى و گرسنگى و احتمال تعب و خوب « تفنگچى » اغلب آنها مرغ را در پرواز مىزنند . و اهل آن ، همه « مسلمان » و « شيعه اثنى عشرى » ؛ و به مرتبه [ اى ] « پادشاه دوست » و « سلطانپرست » هستند ، كه ما فوق آن متصور نيست . در ايّام سلطنت خاقان مغفور « فتحعلى شاه » ، شاهزاده « محمد قلى ميرزا » كه ملقب به « ملكآرا » بوده ، نسبت به اهل ولايت ، جور و عدوان رعايت مىفرموده ، لهذا قدرى خرابى به احوال سپاهى و رعيت راه يافته ؛ از بىپروايى ايشان قصور كلّى در « بارو » و « ديوار » بلكه در « محله » و « بازار » آشكار است . ان شاء الله به التفات امناى درگاه شاهنشاه كارآگاه ، زود به نحو دلخواه اصلاح مىيابند . هر قدر توجه در آبادى « مازندران » و تربيت اهل آن مبذول افتد ، بهجا و سزاست ؛ و زياده گنجايش دارد . از « دريا » و « صحرا » سر حد است و به دشمن نزديك . خلاصه آنكه مأمنى « منيع » است و معقلى وسيع در مملكت سلطان بسيار عزيز و ضرور . ان شاء الله سايهء پادشاه بر سر ايشان « پاينده » و « پايدار » باد .
--> تهران قديم ، 3 / 424 ) .