محمد حسين بن مهدى فراهانى
86
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
در دامنهء كوهها از دور و نزديك در يمين و يسار قراء بسيار نمايان ، و بعد به ميان در [ ه ] هائى افتاد كه اطراف آن جنگل بود و از اغلب در [ ه ] ها نهر آب صاف و رودخانه جارى . و بعضى جاها بغل كوهها محل زراعت ديم و از درختان جنگلى باغچه مانندى تشكيل يافته ، و گاهى كوههاى عظيم پربرف نمايان مىشد . در بغل در [ ه ] ها بعضى خانههاى سنگى به وضع خوشى ساخته شده كه مساكن ارامنه و گرجيه است . و گلههاى گوسفند و گاو و گاوميش و خوك و ماديانها همهجا در اين سبزهها و صحراها مشغول به چريدن بودند . و رودخانههاى متعدد در بين راه جارى است كه پل آهنى براى عبور كالسكه بر روى آنها كشيدهاند . و هرجا در بين جاده كوه بوده تراشيدهاند ، من جمله در بين راه سه جا كوه را سوراخ كردهاند كه كالسكه از وسط آن مىگذشت ، يكى در نزديكى استاسيون بىجىتوبن كه قريب چهل ثانيه كالسكه در وسط كوه است ، و يكى ديگر هم بيست و پنج ثانيه است ، و يكى ديگر هم بيست ثانيه راه است . بارى اين راه بسيار باصفا و اغلب كوهسار و جنگل و آبها و سبزىهاست تا دو استاسيون به باتوم مانده [ كه ] دريا نمودار گرديد . گاهى راه نزديك به دريا و گاهى دور مىشد ، تا آنكه سه ساعت از شب شنبه بيستم شهر شوال گذشته وارد باتوم شديم كه از تفليس تا باتوم با معطلى در استاسيونها قريب پانزده ساعت راه است . و كسى كه يك سر از بادكوبه به باتوم بيايد به همه جهت سى و سه ساعت طول مىكشد ، به اين معنى كه از بادكوبه تا تفليس هفده ساعت راه است ، و يك ساعت هم كالسكه در تفليس توقف مىكند و سرنشين پياده و سوار مى - كند . و پانزده ساعت هم از تفليس به باتوم مىآيد و به اختلاف فصول و آبادى و خرابى راه ، گاهى زيادتر و كمتر از اين مأخذ هم خواهد شد .