محمد حسين بن مهدى فراهانى

74

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

حركت از بادكوبه بارى روز پنجشنبه هفده شهر شوال شش ساعت به غروب مانده از بادكوبه به كالسكهء بخار نشسته و روانه شديم . از شهر كه بيرون آمديم تا استاسيون موسوم به خيگى ، اين صفحه را محال قبرستان مىگويند ، كه زمين خشك و بىآب و علف و پر گرد و خاك و در نهايت گرمى است . ايستگاه آق‌جقابيل و از اينجا كه گذشت تا استاسيون آق‌جقابيل كه خاك ساليان است ، باز اغلب طرف يمين كوهها خشك و طرف يسار پر گرد و خاك و كم آب و علف و گرم است . راه به قصبهء ساليان از اين استاسيون است ، كه از اينجا تا قصبهء ساليان با كالسكهء پست اسبى ، دوازده ساعت راه است كه بيست و چهار فرسخ است . ايستگاه كردمير و از استاسيون آق‌جقابيل كه گذشت تا استاسيون كرد - مير كه خاك شيروان است ، در يمين و يسار بعضى قراء نزديك به راه پيداست . و هوا قدرى بهتر و خنك‌تر است و راه شهر شيروان از اين استاسيون كردمير است ، كه از اينجا تا شهر شيروان با پست اسبى ، ده ساعت راه است كه قريب بيست فرسخ است . و همين‌كه از اينجا گذشت اغلب كوهها نزديك شده و قراء پرآب و درخت نمايان و هوا خوب گشت تا به استاسيون گوىچاى رسيده و راه به قصبهء گوىچاى از اين استاسيون است . و از اينجا تا گوىچاى پنج ورس است كه با اسب و الاغ مىروند . بعد از آن به استاسيون شمكور كه اول خاك گنجه است رسيده و از آنجا به استاسيون موسوم به گنجه مىرسد . و راه به شهر گنجه از استاسيون موسوم به گنجه است ، و از اينجا تا شهر گنجه دو ورس راه است كه اغلب پياده مىروند . و از اينجا به تفليس سه استاسيون است . و از اينجا كه گذشت هوا بسيار مختلف شده و سرد گشت و بعضى جاها كوههاى برفى از دور و نزديك نمايان بود و آبها و اشجار و قراء بسيار از يمين و يسار نمودار . و در سر راه هفت هشت رودخانه بود كه بر روى آنها پل آهنى كشيده بودند و كالسكه از روى پل عبور مىكرد . تا آنكه در روز جمعه هيجده شهر شوال يك ساعت به دسته مانده ، كالسكه به شهر تفليس رسيد . كه از بادكوبه تا تفليس با معطلى در عرض راه به استاسيونها ، هفده ساعت كشيد . و در تفليس يك ساعت اين كالسكه معطل شده تجديد بار و سرنشين كرده روانهء باتوم مىگردد .