محمد حسين بن مهدى فراهانى

33

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

است كه در جنب آن چند اطاق به جهت گمركخانه ساخته‌اند . و اين پل را سابقا از چوب بسته بودند و گذشتن از آن بسيار مشكل بود و حاجى سليمانخان قاجار قوانلو پلى از گچ و آجر ساخته بود . و در سنهء هزار و دويست و نود ، دو چشمه از آن پل خراب شده ، و مرحوم حاجى ملا رفيع مجتهد حسب‌الامر ، آن دو چشمه را از نو ساخته و تعمير مفصلى به همهء پل نمود . اين پل هفت چشمه است و يك طاق وسطى آن تازه شكست برداشته است و آن پل چوبى هم هنوز در بغل اين پل باقى است . و اين پل بر روى رودخانهء سفيدرود كشيده شده . و آب سفيدرود يك مخرجش بلاد ديلم است كه يك شعبهء آن همين رود شاهرود است ، و از بلاد رودبار و الموت جارى و از زير قلعهء سميران مىگذرد . كه سميران قلعه [ اى ] بوده در ميان جبال طارم كه حالا خراب شده است . و در نزديكى منجيل رودخانهء قزل‌اوزن هم بر او ملحق مىشود و سفيدرودش مىنامند . و مصب اين رودها بحر خزر است . و طرف يمين اين پل منجيل بلوك رحمت آباد « 12 » است ، و طرف يسار آن بلوك رودبار زيتون « 13 » است . و از پل كه گذشت اول بدى جادهء گيلان است كه سابقا راه را درست كرده و سنگچين نموده بودند حالا بعضى جاها سنگچين آن باقى است و بعضى جاها خراب شده ، كه در فصل بارندگى گل مىشود . و در همان جاهائى هم كه سنگچين است چون سنگش پست و بلند شده مال به اشكال مىگذرد . و يك فرسخ كه از منجيل گذشت قريهء رودبار زيتون است . و اين يك فرسخ در يمين جاده ، همه‌جا رود سفيدرود است و در يسار جاده همه‌جا سلسلهء جبال سنگى عظيم است . و همين‌كه مىخواهد داخل رودبار شود از كوه سنگى كه فرود مىآيد در نهايت اشكال و پرتگاه است . قريهء رودبار قريهء رودبار دو قسمت است : يكى رودبار عليا و يكى رودبار سفلى است . به همه جهت قريب پانصد خانوار است كه قريب دو هزار و پانصد نفوس است ، و يك‌صد خانوار آن ارمنى است . و چند كاروانسراى جاى مال ، و قريب شصت هفتاد باب دكاكين در سر راه ساخته‌اند . و شبها بعضى دكاكين و قهوه‌خانه‌ها باز است به جهت خريد و فروش مترددين . و مرحوم حاجى ملا رفيع هم اصلا از همين قريهء رودبار بوده است . و درخت زيتون بسيار در كوهها

--> ( 12 ) - يكى از دهستانهاى چهارگانهء بخش رودبار شهرستان رشت . ( 13 ) - رودبار زيتون يا « پيلده رودبار » شهرستانى است كه بر كنارهء چپ سفيدرود است . ن . ك . به از آستارا تا استارباد ، منوچهر ستوده ، ج 1 ، ص 461 .