محمد حسين بن مهدى فراهانى

31

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

طويله‌هاى متعدد دارد و وقف و آباد و داير و محل نزول قوافل است . و قهوه‌خانه و بقالى هم در آن كاروانسرا هست . پاچنار از خرزان كه گذشت همه‌جا راه سرازيرى و دره و ماهور است تا پاچنار « 9 » . و يك فرسخ و نيم كه از خرزان گذشت اسبهاى چاپارى ماندند ، ناچار پياده شده و در سر آبى كه از وسط دره مىآمد قدرى نشستم ، بعد سواره و پياده به هزار زحمت خود را به پاچنار رسانيدم . و از مزرعه تا پاچنار پنج فرسخ است و راه را در هفت ساعت طى نمودم . آبادى پاچنار كه در سر راه است منحصر به يك كاروانسراى آجرى و يك چاپارخانه است ، كه اين كاروانسرا و چاپارخانه در كنار رود طارم واقع شده [ است ] . و اين رود طارم از درهء ملا على مىآيد و قدرى پائين [ تر از ] كاروانسرا داخل رود شاهرود مىشود . چاپارخانه جائى باصفا و خوش‌منظر و بعضى درختهاى بيد و درختهاى جنگلى در اطراف آن است . و از قرار مذكور ناصر الملك در حكومت اولش به گيلان اين چاپارخانه را از خشت و گل و سنگ ساخته و مكانش مرغوب و اسبهايش بسيار خوب است . و كاروانسرا از بناهاى حاجى محمد هادى تاجر ميانجى است . و پاچنار قشلاق اكراد چگنى است . كه به فاصلهء يك ميدان از كاروانسرا گذشته كنار جاده ، قريب سى خانهء مختصر رعيتى هست كه اكراد در فصل زمستان به آنجا مىآيند و [ در ] آن خانه‌ها مسكن مىكنند . و پاچنار خيلى در گودى افتاده و اول خاك گيلان است و هواى آن با آن طرف گردنهء خرزان تفاوت كلى دارد . و اراضى و اشجار و نباتات و طيور صحرائى آن همه فرق مىكند . و در بيابانش بعضى درختهاى جنگلى هست . و از پاچنار قريب يك ميدان كه گذشت باز دو سه كاروانسراى خشت و گلى رعيتى در سر راه ساخته‌اند كه قوافل اغلب در آن كاروانسراها منزل مىنمايند . بارى در پاچنار سه ساعت از آفتاب گذشته رسيدم و اسب عوض كرده سه ساعت به غروب مانده روانه شدم . راه سنگلاخ و اغلب سمت يسار از كنار سلسله جبال مىرفت و سمت يمين راه ، رود شاهرود از دور و نزديك نمايان بود . و يك فرسخ كه از پاچنار گذشت به پل لوشان رسيد .

--> ( 9 ) - ده از دهستان طارم سفلى بخش سيردان شهرستان زنجان . 51 كيلومترى شرق سيردان ، متصل به راه قزوين - رشت ( فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 2 ، ص 48 ) .