محمد حسين بن مهدى فراهانى
251
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
و پرت سعيد از بنادر مصر و در كنار درياى سفيد در آخر كانال واقع شده و پس از احداث اين كانال خيلى آباد گشته و خواهد شد . و قونسولات دول فرنگ هم در آنجا متوقف و كمپانيهاى كشتيها انبارهاى معتبر به جهت زغال و آذوقه درست كرده و خانههاى خوب ساختهاند . و آبش هم از آب رود نيل است . و اشجار مركبات هم غرس نمودهاند و از قرار مذكور عجالة قريب سه هزار خانوار سكنه ، كه نفوس آن دوازده هزار مىشود ، در اينجا متوقف است . و هشت صد و پنجاه باب دكان دارد . و در اينجا طوطى بسيار همه رنگ ، به جهت فروش به واپور آورده و اغلب حجاج خريدند . اين بنده هم برحسب تقليد ، دو طوطى خريدم . هيچكس از حجاج اسلامبولى به منزل نرسانيده ، و به حمد اللّه آن دو طوطى سلامت به منزل رسيدند . حركت از پرت سعيد و واپور دو ساعت به غروب ماندهء روز سهشنبه از پرت - سعيد حركت كرده و در بحر ابيض روانه شد . و شب روز چهارشنبهء دهم و پنجشنبهء يازدهم و شب جمعهء دوازدهم على الاتصال بدون توقف در بندرى مىرفت تا قريب به ظهر روز جمعهء دوازدهم به ازمير رسيد و خواست لنگر بيندازد كه عسكرهاى مواظب بحر با قايق آمدند و ممانعت كرده و گفتند : اگر بخواهى در اينجا توقف كنى و سرنشين داخل ازمير نمائى بايد به محل قرانطين ازمير كه با واپور تا ازمير دو ساعت راه است به روى و نوشتهء صحت از حكيم قرانطين بگيرى ، آنوقت داخل ازمير شوى . چون واپور سرنشين ازميرى بسيار داشت ناچار شده مراجعت كرد و پس از طى دو ساعت به جائى رسيد كه در دامنهء كوه سبز و خرمى كنار دريا ، عمارتى عالى به جهت قرانطين ساخته و اطراف آن چادرها زده بودند . واپور در آنجا لنگر انداخته و كپيتان ثانى به ماشويهء واپور نشسته و در ساحل نزد حكيم قرانطين رفت . او را ديده و به واپور مراجعت كرده و ناخوشها را ملتفت نمود كه برخيزند و نخوابند تا حكيم بيايد و برود . بعد حكيمباشى قرانطين با چند نفر عملجات خود به واپور آمده و سرنشينها را ديدند و گذشتند و با اينكه از اهل واپور جمعى به ناخوشى اسهال شديد مبتلا بودند مع هذا حكيمباشى زير سبيل [ در ] كرده و به روى خود نياورد . و به خصوصيت و سابقه با كپيتان ثانى ، نوشتهء سلامتى داد و رفت . و گفتند حكيمباشى وجهى هم حق السكوت از كپيتان گرفت . و پس از آن واپور حركت نموده نزديك غروب كنار اسكلهء ازمير رسيد . چون شب بود و اذن دخول نداشت همانجا لنگر انداخت و صبح شنبهء سيزدهم شهر صفر المظفر بعد از آنكه كپيتان به شهر وارد شده و صحت نامهء حكيمباشى قرانطين