محمد حسين بن مهدى فراهانى
195
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
و حجر الاسود را بردند [ و ] در سنهء سى صد و سى و نه [ ه . ق . ] به وكلاى مطيع خليفه به قيمت ارزان در كوفه فروختند و خليفه آن را به كعبه فرستاده دوباره به ركن عراقى حاليه نشاند و بعد از آن به همين قسم ماند و سلاطين مصر و عثمانى تعميرها كردند . موقعيت جغرافيائى مكه شهر [ مكه ] در ميان درهاى افتاده كه طرف شرقى آن كوه ابو قبيس و كوه قيقعان است و طرف غربى آن كوه ساما و كوه شيروان است . و كوه شيروان مشرف بر منى و مشعر است و گويند قربانى اسمعيل ( ع ) از آن كوه فرود آمده . و خانههاى آن از يك مرتبه الى چهار پنج مرتبه است ، و بيشتر از سنگ و آهك مىسازند . و كوچههاى شارع آن كه اغلب محل عبور است ، وسيع و كوچههاى ديگر بسيار تنگ است . و زمين كوچهها خاك است ، فرش سنگ نيست . و قريب بيست هزار خانوار سكنه دارد كه نفوسش يك صد و بيست هزار است . و بازارهاش اغلب سرپوشيده است كه سقف بعضى از آنها به وضع چوب بست است . و قريب يك هزار و شش صد دكان دارد و همه قسم متاع يافت مىشود خاصه در ايام حج كه از اطراف و اكناف مخصوصا به عزم تجارت مىآيند و همه قسم امتعه و اقمشه همراه مىآورند ، اما مأكول و مشروب و امتعه اغلب گران است خاصه در فصل آمدن حجاج . و از حيوانات گوسفند و شتر در اينجا بسيار است . و گوشت گوسفند آن بسيار نازك و لطيف است . و اينكه مىگويند « گوسفند آن علف سنا مىخورد ، و گوشت گوسفند اسباب اسهال است » اصلى ندارد . اولا سنا در بيابان مكه كم است . ثانيا على الاتصال اشخاصى هستند كه اگر سنا بيابند فورا مىچينند و به شهر مىآورند و مىفروشند و اين خود متاع و تجارتى است در آنجا . ثالثا گوسفند علف سنا نمىخورد . در هواى گرم هر گوشتى كه انسان زياد بخورد و آب گرم فراوان بنوشد ناچار اسهال مىآورد .
--> خود مىكشد و اينكه مردم به مكه مىروند از بابت جذبهء آن سنگ است . بعد از آنكه سنگ را از مكه بردند و اين اثر از او ظاهر نشد به قيمت نازل فروختند ( حاشيهء متن ) .