محمد حسين بن مهدى فراهانى
153
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
بندر سوئز و دو ساعت از شب جمعهء نهم شهر ذيقعدة الحرام گذشته كالسكه وارد سويس شد . محطهء سويس در وسط شهر و در اين وقت شب خيلى شلوغ « 22 » بود . در بين ازدحام و بسيارى جمعيت چند نفر صاحبخانه و قهوهچى ايرانى به نظر آمدند كه هريك حجاج ايرانى را به منزل خود دعوت مىكردند . اين بنده از وضع چنان استنباط كردم كه منزل قهوهچيها را نديده و كرايهء منزل طى نكرده ، شايد اسباب حرف بشود ، خودم به شخصه ابتدا رفتم و منازل را ديدم و يكى را پسنديدم و كرايهاش [ را ] مشخص كردم و اسباب و بارها را آنجا آوردند . بعضى از حجاج هم با من همراهى كردند . ساير حجاج با صاحبخانهها و قهوهچيها كارشان به نزاع و جدال و گروكشى و عرض قونسولگرى كشيد . موقعيت سوئز سويس قصبچهايست از توابع مصر و از بنادر قديم ، و در شرقى مصر در دامنهء كوه كوچكى است كه دنبالهء سلسله جبال مقطم است . و در اراضى ريگزار نرم واقع شده و به اندك بادى اين ريگهاى ريزه برمىخيزد و به چشمها مىرود ، و از اين بابت غالب اهالى سويس و اطراف چشمهاشان كور و شكسته و خراب است . و قريب سه هزار خانوار سكنهء آن است كه تخمينا دوازده هزار نفوس مىشود . و سى صد دكان دارد . و خانههايش اغلب سه چهار مرتبه و بازارهايش تنگ و كثيف و كممتاع . كوچههايش وسيع و بدون فرش است . و در كنار بحر احمر واقع و هواى آن بد و پررطوبت است . و آبش آب رود نيل است كه اسمعيل پاشا نهرى كنده و شعبهاى از رود نيل را آنجا آورده . و انگليسها به وضع اسكندريه ، كارخانهء ماشينى در اينجا هم درست كردهاند كه آب در خانهها در مرتبههاى بالا به شيرها مىرود .
--> ( 22 ) - اصل : شلوق .