محمد حسين بن مهدى فراهانى
123
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
هستند ، ناچار در ميان ايشان نزاعها به هم خواهد رسيد و قتلها و غارتها و فسادها ظاهر خواهد گرديد ، بدين واسطه خداوند عالم به جهت حكمت ، بعضى را بزرگ و بعضى را كوچك ، و بعضى را سلطان و بعضى را رعيت آفريده . و در دل رعيت از سلطان ترسى قرار داده و نفسهاى آنها را مطيع پادشاه كرده است كه يك صد كرور مخلوق از يك نفر پادشاه مىترسند و فرمان او را مىبرند . و بايد حتما اين پادشاه و حاكم يك نفر باشد و در امر و نهى با او نزاع كننده نبود و همه رو به يك نفر نمايند تا رفع نزاع شود . و اگر در يك مملكت حاكمان و پادشاهان متعدد بودند و هريك حكمى مىنمودند البته نزاع و جدال بيشتر مىشد ، زيرا كه هر قومى خود را به يكى از آنها وابسته مىكردند و با هم بناى جدال و مخالفت مى - گذاردند . تا به كثرت هستى اندر زحمتى * رو موحد شو كه رستى يللى همان قسمى كه دو پيغمبر با يك قوم در يك عصر نشايد ، كذلك در ظاهر دو پادشاه و فرمانروا هم در يك مملكت نبايد . يگانه بودن سلطان را دليل يگانگى رحمان مىدانيم . « صورتى در زير دارد هرچه در بالاستى » از كلمات كيقباد است كه انسان از مگس نحل و مرغان موسوم به كلنگ ، نبايد كمتر باشد كه آنها يكى را براى حكومت و سلطنت انتخاب نموده خود را مسلوب - الاختيار مىدارند ، و اطاعت يكى را واجب مىشمارند . جمهورى معنى جمهورى را نمىدانم چيست ، اگر وزرا و وكلا اختيارى ندارند جمهورى نيست ، و اگر اختيار آنها شرط است يقينا دو سه رأى با يكديگر نمىسازد و هر رائى وضعى و طرحى به خلاف آن ديگرى مىاندازد . فريدون هميشه مىگفت « دو تيغ در يك غلاف نگنجد و يك تير از دو كمان انداختن نشايد . » دولت مكزيك در هنگام جمهورى در نهايت اغتشاش بود و بعد از آنكه دولت فرانسه در سنهء هزار و دويست و هفتاد و هشت ، جمهورى آن دولت را امپراطورى نمود آسايش بهم رسانيد . يونان به واسطهء جمهورى مدتها اغتشاش داشت تا در سنهء هزار و دويست و هفتاد و نه ، دول فرنگ ژرژ پسر وليعهد دانمارك را به جهت سلطنت يونان معين كردند ،