محمد حسين بن مهدى فراهانى
96
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
سزاوار نيست : يكى محرمان حضور سلطان كه آنها را عملجات خلوت مىخوانند ، و يكى طايفه [ اى ] از نويسندگانست كه آنها را منشى مىدانند ، و يكى اجزاء تلگراف است كه مستى و شرابخوارى هريك از اين سه طبقه عاقبت اسباب فتنه و مفاسد بسيار خواهد گرديد و هيچ امرى مخفى نخواهد ماند ، به علت آنكه هريك از اين سه طبقه اهل سر و رازند و نهفتن راز با مستى باده جمع نشود . مجو ز مىزدگان در جهان نهفتن راز * كه سكر پرده درستى است و مى بود غماز نخست كار مى آن شد كه دل بشوراند * چو دل بشوريد آنجا كجا بماند راز مرا عقيده چنان شد كه درگه مستى * همى به درد محمود پرد [ ه ] هاى اياز بدان سبب كه بود در نماز راز نهان * بگاه سكر خدا نهى كردمان ز نماز خرد چو هست به سر راز ماند اندر دل * چو آن پريد ز سر اين ز دل كند پرواز حكايت چنانچه صاحب تاريخ بيهقى مىنويسد « عبدوس كه يكى از عملجات خلوت سلطان مسعود بن سلطان محمود بن سبكتكين بود در عالم مستى افشاى راز سلطان نمود و يكى از اسباب انقراض دولت او همين فقره شد . » و مجمل اين حكايت آن است ، كه سلطان مسعود بنابر سوءظن و استبداد رأى كه داشت به سعايت بو سهل زوزنى و بعضى ديگر از محارمش ، على قريب دارياق و سپهسالار غازى را كه از وزراى معتبر دولت محمودى بودند از ميان برداشت ، و كسى كه از اعيان دولت محمودى بجا مانده و داراى حشمت و لشكرى بود خوارزم - شاه التوقاش بوده ، و سلطان مسعود گرفتن او را با محرمان خود مشورت كرده قرار بر آن يافت كه محرمانه دستخطى به قايد منجوق سالار خوارزم بنويسد كه او خوارزمشاه را از ميان بردارد . دستخط را نوشته و فرستادند . عبدوس اين سخن را در مجلس شراب ، با ابو الفتح حاتمى گفت ، و ابو لفتح باز در مجلس شراب با ابو محمد مسعدى وكيل خوارزمشاه بيان نمود ، و مسعدى به خوارزمشاه فورا به رمز تفصيل را نگاشت و قاصدى فرستاد . مقارن خبر رسيدن به قايد منجوق ، خوارزم - شاه از قصد سلطان مستحضر گرديد و قايد منجوق را به قتل رسانيده و خبر به سلطان رسيد ، از خوارزمشاه عذر خواست كه دروغ بوده ، مع هذا خوارزمشاه ديگر مطمئن نشده و ضمنا در مقام تحريك برآمد . و در حيات خوارزمشاه باز امر به نفاق و بىتسلطى سلطان مىگذشت . بعد از قتل خوارزمشاه ، هرون پسر او به همان واسطه مطمئن نشده و مخالفت آشكار كرد . و اول فتنه و اغتشاشى كه در دولت مسعودى به هم رسيد همين فقرهء خوارزم بود .