حسنعلى خان افشار

82

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

التفات فرمودند . بعد خانزاد آمده ، در منزل استراحت نمود . از ده هوررو تا اردوى شاهزاده چهار فرسخ مىشد و اردوى شاهزاده در جايى بود كه ده پير ( 36 ) ناميده‌اند . ده خرابه [ اى ] بود . پيش‌روى ده اردو زده بودند . هوا زياد سرد بود . بارى شب را اردو آنجا بود . صبح . . . روز شنبه غرهء شهر محرم : اردو از آن ده حركت نموده ، يك فرسخ پايين جا مشخص نموده بودند . اردو رفت ، در آنجا قرارگرفت و در آنجا بقعه [ اى ] بود ، تنگهء زاهد ( 37 ) ناميده‌اند . اردو ساكن [ 10 پ ] شد . توقف در لرستان و اردوى شاهزاده بعد از رفتن اردو ، شاهزاده سوار شده ، به اردو رسيدند . هواى آنجا قدرى گرم‌تر بود . ما بين راه يك فرسخ كوه همه علف و كبك و تيهو بود . بارى آن‌روز كه اردو كوچ كرد ، تعزيه‌خوانى نشد . آن‌شب در منزل راحت شده . روز يكشنبه دويم محرم : در سراپردهء نواب و الا بناى تعزيه‌دارى جناب سيد الشهدا ( ع ) را گذاشتند . سه نفر روضه‌خوان از شهر بروجرد آمده بود . بزرگ و استاد ايشان حاجى ملا نادعلى نامى ، كه روضه‌خوان خوبى بود و عمله تعزيه شبيه‌خوان هم چند نفر از اهالى خرم‌آباد آمده بودند و از آنها سه چهار نفر خيلى خوب بودند . سه نفر شبيه اشقيا داشت كه خيلى خوب مكالمه كرده و مىخواندند . اكثرى از مكالمات [ را ] مجلسى ، بىنسخه از حفظ مىخواندند و ديگر از شبيه‌ها پسرهء چهارده ساله شبيه على اكبر و قاسم و فرنگى ( 38 ) شده بود . گمان هست آواز و مكالمه و حركات تعزيه‌خوانى مثل آن پسر هيچ‌جا يافت نشود . خلاصه روز يكشنبه دويم محرم بعد از ظهر پيش‌روى سراپرده را برداشته مردم اهل اردو جمع شدند . در ميان حصار سراپرده صندلى و كتابى براى تعزيه‌خوان گذاشتند .