حسنعلى خان افشار
76
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
تا اذان مغرب آمده ، هوا تاريك شد . ابر هم گرفت . باران نمنم مىآمد . نيم ساعت از اذان و از شب گذشت . هوا [ را ] سرد كرد تا به قلعه و ده گل زرد ( 18 ) حاجى حسين خان رسيديم . مشار اليه مخبر شد . [ 7 ر ] نهايت محبت و مهربانى را آن شب به خانزاد نمود . در آن قلعه عمارات خوب دارد . حمام پاكيزه دارد . آب جارى زياد از ميان عمارت بيرونى مىگذشت . خيلى خوب خانهها « 1 » و اتاقها « 2 » ساخته است و خودش دودمان قديم و بسيار آدم خوبى است . روز جمعه بيست و سيّم شهر ذيحجه : از گل زرد سوار شده ، عازم شهر بروجرد شده ، از وسط راه كاغذى به وزير نواب خانلر ميرزا « 3 » ( 19 ) نوشتم بدين قرار - مراسله - كه : سركارا اعليحضرت قدر قدرت ، همايون ، شاهنشاه دينپناه - روحى و روح العالمين فداه - محض مرحمت و الطاف شاهانه و بهعوض خدمات نواب شاهزادهء والاتبار اردشير ميرزا ( 20 ) و عاليجاه مقرب الخاقان ، سليمان خان ، سهام الدوله ( 21 ) ، خلعتى و فرمان آفتاب لمعان و دستخط مبارك التفات مصحوب چاكر خانزاد شاهنشاهى مرحمت فرمودهاند . لهذا سركار جناب اجل اكرم ، ولى النعم ، اتابك اعظم ، امير كبير - ادام الله اقباله - تعليقه رفيعه واجب التعظيم ( 22 ) به سركار شاهزاده حاكم بروجرد مرقوم فرمودهاند . از قرارى كه مذكور شد ، نواب شاهزاده حسب الحكم مأمور گلپايگان است . اين چند كلمه را نوشته ، به آن مطاع مكرم زحمت داد كه قدغن شود منزلى براى مخلص معين نمايند ، آمده ، تعليقه عالى را به نايب الحكومه بروجرد رسانده ، عازم باشم . بعد نوشتن كاغذ و فرستادن ، خود خانزاد در راه در جاى با صفايى توقف نمود . نهار صرف كرد . بعدازظهر سوار شده ، روانه شديم . از ده و قلعه گل زرد تا به بروجرد شش فرسخ تمام است . اين مسافت راه بالتمام كوه است . محال بسيار خوبى است [ 7 پ ] كه در هيچجا گمان هست ، ممكن نباشد . راه
--> ( 1 ) . در اصل : خانها . ( 2 ) . در اصل : اوطاقها . ( 3 ) . منظور : ميرزا ابو طالب نايينى .