حسنعلى خان افشار

63

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

اردوكشى بر سر خان نيرومند بختيارى بود « 1 » . از ديگر اردوكشىهاى سنگين دولت مركزى عليه او مىتوان اردوكشى بهرام ميرزا معزالدوله و اردوكشى محمد تقى ميرزا حسام السلطنه را نام برد « 2 » . قلمرو نفوذ محمد تقى خان از دزفول تا فريدن و از رودخانهء دز تا رامهرمز و مرزهاى فارس بود . افزون بر اين او به دزفول ، هويزه و بهبهان اردوكشى كرد و در بازگرداندن قدرت شيخ كعب ، پس از يورش دولت عثمانى به خرمشهر ، بسيار تلاش نمود « 3 » . اين قلمرو گسترده و توان جنگى چشمگير خان بختيارى و نيز جهت‌گيرىهاى سياسى دربار قاجار - مسائل مربوط به روابط ايران و انگليس بر سر مسئلهء هرات و حساسيت دربار ايران به فعاليت‌هاى سياسى لايارد در خوزستان - سبب شد تا دولت مركزى به هر قيمت كه شده قدرت بختيارىها را تضعيف كند . ازاين‌رو منوچهر خان معتمد الدوله ارمنى در پايان 1256 ق . / 1219 ش . از اصفهان مأمور اين كار شد و توانست در 1257 ق . / 1220 ش . نيرومندترين شاهك‌هاى مستقل خوزستان : محمد تقى خان بختيارى و ثامر خان كعبى را سركوب نمايد « 4 » . در زمان اقتدار چهار لنگ‌ها ، ميان هفت لنگ‌ها خان‌هاى نيرومندى وجود داشتند كه چندان از قدرت محمد تقى خان خشنود نبودند . بىشك چنين همچشمى گريزناپذيرى در دستگيرى و شكست خان كنورسى بسيار مؤثر بود و معتمد باتوجه به آن بود كه به آسانى توانست در مأموريت خود پيروز شود . از مهم‌ترين خان‌هاى هفت‌لنگ ، سران طايفه‌هاى بختياروند و دوركى را مىتوان نام‌برد . با مرگ اسد خان شيركش ، فرزندش جعفر قلى خان ، رياست بختياروندها را برعهده گرفت . لايارد دربارهء او مىنويسد : مرد خبيث بدطينتى بود و به قسم و پيمان خود وقعى نمىگذاشت و حرمت مهمان و خويشاوندانش را نگه نمىداشت و مىگفتند كه در حدود چهارده تن از مقربانش را به اضافه برادرش كه با رياست او مخالف بودند به قتل رسانيد . او دزد

--> ( 1 ) . نك : اعتضاد السلطنه ، عليقلى ميرزا ، اكسير التواريخ ، ص 256 ؛ لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 173 . ( 2 ) . نك : لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص 173 . ( 3 ) . نك : همانجا ، ص ص 85 - 86 ، 95 . ( 4 ) . نك : سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص ص 117 - 123 ؛ لايارد ، سفرنامه ، سراسر كتاب .