حسنعلى خان افشار

52

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

قاجار به منطقه فراخواند . سرانجام ايلدرم ميرزا براى بار دوم در كنار رودخانه صيمره با دلفان‌ها درگير شد . به هنگام نبرد ، سپاهيان محمد رحيم خان نيز با گذر از پل گاوميشان در پشت سر نيروهاى ايلى فرود آمدند و با محاصرهء آنها تا آنجا كه توانستند ، توان جنگيشان را درهم كوبيدند چنان‌كه ديگر ياراى هيچ شورشى نداشتند . بىشك شكست اتحاد دلفان در روحيهء اتفاق سگوند و جودكى بىتأثير نبود ، اما با اين وجود آنها جلال الدين ميرزا پسر محمد تقى ميرزا حسام السلطنه را ، كه از طرف خانلر ميرزا نايب الحكومهء بالا گريوه بود ، در قيلاب غارت كردند و با فرارى ساختن او دارايى ديوانى را به تصرف خود درآوردند . افزون بر اين سپاهى را براى جنگ با دولت تا پل تنگ فرستادند . خانلر ميرزا كه انگيزه تلاش آنها را آزادى نصير خان جودكى مىدانست ، در جايدر نصير خان را به قتل رسانيد . محمد رحيم خان را به يارى جلال الدين ميرزا فرستاد و سربازان بيرانوند را از راه پل تنگ به فرماندهى ميرزا عبد الغنى نامى براى سركوبى سگوند به‌سوى پشتكوه گسيل داشت . محمد رحيم خان اوضاع قيلاب را سامان داد و خانلر ميرزا اردو را از جايدر به آنجا برد . در اردوگاه جديد لقب احتشام الدولگى به دستش رسيد ولى به علت بدى آب‌وهوا ، به‌ويژه پس از سيلى كه به اردوگاه او زيان بسيار رسانيد ، قيلاب را به‌سوى پشتكوه ترك كرد . در پشتكوه ، سربازان بيرانوند به سگوندها شكست سختى وارد آورده بودند و نيروهاى دولتى قلعه سويا سوار را از دست طايفه سگوند گرفته بودند . خانلر ميرزا با فرستادن پيام‌هايى براى عرب‌هاى بنى لام ، مرزداران عثمانى در بادرايى و نيز على خان پسر حسن خان والى ، كه بر بخش جنوبى قلمرو پدرش حكومت مىكرد ، از پناه‌دادن به سگوندها جلوگيرى كرد . سرانجام سپاهيان شاهزاده در دال‌پرى گردهم آمدند و سگوندها ناگزير « ملتجى به محمد رحيم خان قاجار شدند و با عيال و اطفال به سر توپخانه به پناه آمدند . بعد از انتظام مهام سگوند [ خانلر ميرزا ] به دزفول آمد » « 1 » . بدين‌ترتيب نيرومندترين طايفه‌هاى لرستان يكى پس از ديگرى به دست خانلر ميرزا ازپاىدرآمدند . و دوره‌اى كه از آن زير نام « لرستان در روزگار شاه مرد » ياد كرديم ، با

--> ( 1 ) . هدايت ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 518 .