حسنعلى خان افشار
203
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
زندگى سخت ، او را به پذيرش آنچه هست وادار ساخته است اگرچه از جوركين گردون فرياد مىزند . درست است كه ميرزا يوسف خود را مدحتگر ناصر الدين شاه مىخواند اما اين هرگز به آن معنى نيست كه او را در جرگهء شاعران دربارى بهشمار آوريم . آنچه كه از تغزل اين قصيده برمىآيد ، اقدام ناسخ تنها و تنها رساندن دردش به گوش حاكمان زمان و جاودانه ساختن پيام خويش براى آيندگان است . نگاهى به ارزشهاى گوناگون فنى و ادبى اين قصيده به ما مىگويد كه اين نخستين و آخرين شعر ناسخ نيست ، ازاينرو بهنظر مىرسد بايد ديوانى از سرودههاى خويش فراهم آورده باشد كه شايد تا زمان ما نيز موجود باشد ، گرچه تاكنون هيچ آگاهى از آن به دست نياوردهايم « 1 » . 82 . نام روستاى مركزى و خود دهستان رازان بخش زاغهء شهرستان خرمآباد مىباشد كه از غرب به دهستان دالوند ، از جنوب و جنوب غربى به دهستان كارحمت ، از شمال به دهستان وركوه بخش چقلوندى و از شرق به شهرستان بروجرد ، محدود مىشود . اين دهكده يكى از كهنترين نقاط مسكونى بخش زاغه است كه ظاهرا در دورهء اسلامى روزگار پررونقى داشته است . وجود امامزاده محمد حنيفيه در آن گوياى اين حقيقت است . در آثار ياقوت از رازان به عنوان كويى از شهر بروجرد نام برده شده است و از بزرگان منسوب به آن ياد مىشود « 2 » . اكنون نيز ميدانى به همين نام در شهر بروجرد باقى است كه احتمالا برگرفته از نام رازان مىباشد . در منتخب التواريخ از قبيلهء رازى ياد شده است كه پژوهشگر قوم لر ، سكندر امان اللهى بهاروند ، آن را با رازان تطبيق داده است « 3 » . 83 . نك : ص 181 ، يادداشتهاى 31 و 32 . 84 . گردنهء رازان يكى از دشوارترين گردنههاى راه بروجرد - خرمآباد است كه بر روى ديوارهاى به ارتفاع 2400 متر جاى دارد . دشوارى گذر از آن ، بهويژه در فصل زمستان ، بسيار مشهور است ، ازاينرو براى رعايت حال مسافران ، پاسگاه ژاندارمرى و راهدارى دهستان رازان در آنجا واقع شده است . 85 . از روستاهاى دهستان دالوند بخش زاغه مىباشد كه در 10 كيلومترى شرق مركز
--> ( 1 ) . نك : نگارنده ، « گذرى بر ادبيات لرى » ، چيستا ، دى و بهمن 1374 ، ش 124 و 125 ، ص ص 398 - 407 . ( 2 ) . نك : ياقوت ، معجم البلدان ، ج 3 ، ص 13 ؛ مشترك ، ص 92 . ( 3 ) . نك : امان اللهى بهاروند ، سكندر ، قوم لر ، ص 138 .