حسنعلى خان افشار
194
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
است كه هنوز در ميان آن امامزادهء ده ، كنار درختان سبز و كهنسال كنار ، پابرجا است و ديوارى گلى پيرامونش را فراگرفته است . اهالى آن با دهات اطراف در كنار جاده ، شهرك آيت الله منتظرى را به وجود آوردهاند . مهمترين دهات مذكور عبارتند از : انجيلك ، قالمه ، كويخ ، على كولى ، قلعه نوعسگر ، حاجىآباد و قلعه بيشه . همچنان كه در متن اشاره شده است ، سيد عيسى مالك آن بوده است كه فرزندانش هنوز در دزفول و ده جيبر زندگى مىكنند و به سادات شاه ركنى مشهورند « 1 » . 62 . شيخ محمد طاهر معزى مجتهد دزفول ، فرزند بزرگ شيخ محسن فرزند حاج شيخ اسماعيل فرزند معزالدين ، يكى از كارگزاران دولت صفوى كه پس از فروپاشى آن دولت ، رهسپار دزفول مىشود و فرزندانش از آن زمان تاكنون رهبرى مذهبى مردم شمال خوزستان ، بهويژه دزفول را بر عهده داشتهاند . افراد اين خانوادهء ، سرشناس كه هنوز در دزفول زندگى مىكنند ، افزون بر رهبرى مذهبى ، در مسائل سياسى روزگار خود نيز دخالت داشتهاند . شيخ محمد طاهر يكى از برجستهترين آنها است كه دربارهء او نوشتهاند : پس از وفات شيخ محسن [ پدرش ] مدتى در حوزهء درس شيخ محمد حسن صاحب جواهر در نجف و چندى در حوزهء درس حاج سيد محمد باقر رشتى و حاج محمد ابراهيم كلباسى در اصفهان حضور به هم رسانيده پس از تكميل تحصيل به دزفول مراجعت مىكند . . . با اينكه در حدود هفتاد سال كم و بيش متصدى رياست روحانى دزفول بلكه تمام خوزستان و مرجع تقليد اهالى آن سامان بوده و با هرگونه مردم تماس داشته مىگفت : در تمام عمر كارى از من صادر نشده كه از آن پشيمان شوم « 2 » . از آثار اوست : شرحى بر شرايع به نام شارع الاحكام فى شرح شرايع الاسلام و رسالهء عمليهاى به فارسى به نام مصباحالهداية « 3 » . دربارهء حالات روحى و پرهيزگارى او داستانها و حكايتها هست و گاه او را همپايه با شيخ مرتضى انصارى دانستهاند . با اين همه آنچه او را از ميان اين خانواده و روحانيون
--> ( 1 ) . برپايهء گفتگو با سالمندان ده جيبرى شهرك منتظرى ، فروردين 1373 . ( 2 ) . معزى دزفولى ، محمد على ، شرح حال خاندان معزى ، ص ص 18 - 19 . ( 3 ) . نك : همانجا ، ص 20 .