حسنعلى خان افشار
147
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
خانهها اكثرش زياد كوچك ، و تا چهار مرتبه خانه دارند كه ساختهاند . و كوچهها « 1 » ى شهر زياد كثيف « 2 » است ، آنقدر كثافت « 3 » دارد كه جرأت عرض آن را در روزنامچه ننمود . و در كل شهر پنجره [ اى ] شيشهدار به هم نمىرسد ، همه تختهپوش است . بارى در ميان شهر آبروان و درخت و گلكارى و باغچه و باغ اصلا ندارد ، مگر در بعضى خانه [ كه ] خيلى كم نخل كاشتهاند ، با دست آبيارى مىنمايند . و آب خوردن و مصرف كردن آب اهالى شهر دو محله كه طرف رودخانه است ، از رودخانه هر روز سقاها مشك آب آورده مىدهند . و آن دو محله كه دور تر است ، از بالاى شهر خيلى دور از رودخانه آب برداشتهاند ، مثل قنات از زيرزمين آب مىآيد ، در زمين آن دو محله بهقدر بيست سى ذرع ريسمان مىخواهد كه آب بيرون بياورند . در باب صنعتكارى اهالى شهر اولا ، بنا و نجار و نقاش آنجا اصلا خوب نيست ، كه سليقه ندارند . خانهها « 4 » كه ساختهاند همه بد تركيب ، نجّارى و نقاشى را اصلا ندانستهاند . و ساير صنعت كارى آنجا هم مثل اينجا نمىشود . لباس [ ، اطوار و افعال و اوضاع زندگى ] اهالى . . . در باب اطوار و افعال و اوضاع زندگى اهالى عرض مىشود : اولا ، لباسشان عجمى است ، لكن عوض كلاه و جبه ، عمامه و عبا مىپوشند . پارچه قماش خيلى كم [ است ] ، اگر هم باشد ، خيلى گران است . ماهوت كه در عراق ذرعى يك تومان باشد ، در انجا دو تومان مىباشد . و خوراكشان ؛ آنچه غنى است ، بعضى شبها برنج مىخورند . همه آبگوشت و آش ترش - كه باصطلاح خود قليه ( پلو آش ) « 5 » ( 66 ) مىگويند - مىخورند و زندگى كردنشان موافق ساير ممالك ديگر بسيار بد است [ 31 پ ] . و ميان ولايت سادات و ملا زياد سكنى دارد . و اوضاع اهالى شهر خيلى كم است . اكثر از اهالى بسيار بىچيز و فقيرند و به نان گندم دست پاره [ اى ] از ايشان نمىرسد .
--> ( 1 ) . در اصل : كوچها . ( 2 ) . در اصل : كسيف . ( 3 ) . در اصل : كسافت . ( 4 ) . در اصل : خانها . ( 5 ) . در اصل : به پلو آش . در دستنويس ميان دو سطر اصلى و به صورت ريز الحاق شده است .