حسنعلى خان افشار
12
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
رغبت زيادى نشان مىدادند « 1 » . با اين همه پس از صفحهء ظهر دستنويس ( ب 2 ر ) ، يادداشتى به چشم مىخورد كه به احتمال از آن ناصر الدين شاه باشد كه سفرنامه را ديده است . او مىنويسد : اين كتاب را حسنعلى خان افشار پيشخدمت كه مأمور بردن خلعت لرستان و خوزستان بود حسب الحكم به رسم روزنامهنويسى نوشته است . پربر ننوشته است به قدر وسع خيال خودش نوشته است . صورت شهر دزفول را هم كشيده اما در عكاسى چندان سررشته ندارد . زبان انگليسى را هم مىگويد خوب حرف مىزنم اما من تجربه كردهام يك قدرى مىتواند تكلم نمايد . دهنش بوى زيادى مىدهد ، رنگش هم مايل به صفرايى است ، بينى بسيار بزرگى دارد . ابروى سياهى ، پرپشم ، چشمهاى دريدهء درشت دارد . لباس نظامى مىپوشد ، ريشش را مىتراشد ، اما سبيل دارد . قدش هم نه كوتاه است نه بلند . خلاصه امروز در روز چهارشنبه 12 ماه جمادى الاول است سال 1266 ، اين كتاب را در توى باغ ديوانخانه . . . به حضور آورد . آنگونه كه برمىآيد حسنعلى خان گرچه به احتمال از خاندان افشارهاى قاسملوى ارومى مىباشد اما شخص پرنفوذى در دربار نبوده است ؛ ازاينرو گزارشهاى مربوط به او پراكنده و بسيار كوتاه است . چنان كه در روزنامهء وقايع اتفاقيه به همكارى او با فرج الله خان افشار پسر عسگرخان افشار ارومى ، كه در دار الخلافه براى مرگ پدرش مجلس ترحيم برپا كرده بود ، اشاره شده است « 2 » و در المنتظم مىخوانيم كه به سال 1270 ق . « سرپرستى ايل شكاك ارومى را به حسنعلى خان پيشخدمت خاصه واگذار فرمودند » . « 3 » همچنين در همين گزارش از برگزيدنش به سرهنگى فوج اردبيل و مشكين و سفرش به ديار آذربايجان در 1271 ق . ، اشاره شده است . « 4 »
--> ( 1 ) . مستوفى ، عبد اللّه ، شرح زندگانى من ، ج 1 ، ص 390 . ( 2 ) . نك : روزنامهء وقايع اتفاقيه ( 1268 ) ، نمرهء 54 ، ص 1 . ( 3 ) . اعتماد السلطنه ، محمد حسن خان ، المنتظم ناصرى ، ج 3 ، ص 1755 . ( 4 ) . نك : همانجا ، ص 1771 .