حسنعلى خان افشار

114

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

ساعت نشست ، رفت . وقت عصر خانزاد به ديوانخانهء شهر رفته ، ديدم نريمان خان و شهباز خان و مستوفيها [ 28 ر ] و عمال شهر همه جمعند . به‌قدر دو ساعت آنجا نشسته ، به عمال و محصلين قدرى تأكيد ماليات نمودم . بعد به منزل آمده ، شب شد . روز پنجشنبه هفدهم ربيع الاول : صبح زود سوار شده ، رفت در اردو سهام الدوله را ديد . گفت انشا لله تعالى دو سه روزه بايد برويد . خانزاد بسيار مشعوف شدم و شوق زيارت خاكپاى مبارك را زياد داشتم كه به يارى خدا زود به خاكپاى اقدس مشرف شوم . بعد از دو ساعت برگشته ، به شهر آمد . آن روز هم گذشت . روز جمعه هيجدهم ربيع‌الاول : صبح زود نريمان خان به منزل خانزاد آمد و بعد فرج الله بك ياور توبخانهء مباركه آمد ، با هم تا عصر تنگ در منزل جان‌نثار مشغول صحبت بوديم . وقت عصر ، يك ساعت به غروب مانده ، بعد از چاى ايشان به اردو رفتند . شب شد . روز شنبه نوزدهم ربيع الاول : صبح زود رفته ، سليمان خان سهام الدوله را ديده ، باز در باب عزم خود و شرفيابى به خاكپاى مبارك تأكيد نمود . قرار شد كه دو روز بعد عازم باشيم . باز به منزل برگشت . آن روز هم گذشت . روز يكشنبه بيستم ربيع الاول : صبح زود سهام الدوله با ميرزا اسمعيل مستوفى و صندوقدار خودش پانصد تومان نقد و يك كاسه نبات به خانزاد فرستاده بود . خانزاد قبول نموده و سفارش به نزد سهام الدوله فرستادم كه التفات شما زياد . زحمت كشيده‌ايد . « 1 » سهام الدوله تنها اگر كاسه نباتى فرستاده بود ، من ممنون بودم ، چون كه خدمت خوب به دولت عليه روزافزون مىنمايد و

--> ( 1 ) . در اصل : كشيده‌اند .