حسنعلى خان افشار

109

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

روز يكشنبه ششم ربيع الاول : صبح خيلى زود ، امان الله بك نام ، آدم خود را با عرايض عازم و روانه كردم « 1 » و تا عصر در منزل بودم ، وقوعات نبود كه به خاكپاى مبارك عرض شود . روز دوشنبه هفتم ربيع الاول : صبح بعد از دو ساعت سوار شده ، به اردو رفته ، سهام الدوله را ديد . آن‌روز سليمان خان از جان‌نثار خيلى رضامندى [ داشت ] و به اهل مجلس تعريف نمودند . بعد به منزل آمدم . اين چند روزه هوا خوب بود . بارش نداشت . آن‌روز هم گذشت . روز سه‌شنبه هشتم ربيع الاول : در منزل بودم ، نريمان خان رقعه نوشته بود كه به ديوانخانه بياييد . عصر سه ساعت به غروب مانده ، به ديوانخانه رفته ، نريمان خان ، شهباز خان زند ، مستوفيان و عمّال شهر بودند . رسيدگى « 2 » امور ولايتى با كمال دقت مىكردند . از آنجا باز به منزل آمده . روز چهارشنبه نهم ربيع الاول : روز عيد بابا شجاع الدين بود « 3 » ، صبح زود نريمان خان با فرج الله بك ، ياور توپخانه ، به منزل فدوى آمدند . بعد از نهار قدرى سازنده و نوازنده مشغول طرب بودند . سه ساعت به غروب مانده اهل طرب رفته ، نريمان خان و حضرات ديگر چاى خورده ، يك ساعت به غروب مانده ، عازم اردو شدند . آن‌روز هم گذشت . [ درخواست تخفيف ماليات دزفول ] روز پنجشنبه دهم ربيع الاول : در منزل بودم . وقت ظهر ديدم يك نفر سادات از اهالى شهر رسيد ، اشرف نام ، به منزل جان‌نثار آمد ، اظهار كرد [ 25 پ ] كه : « جناب علامى ، شيخ محمد طاهر مجتهد ، مىخواهد شما را خلوتى ببيند . دو سه ساعت در خدمت جناب شيخ باشيد : غرض

--> ( 1 ) . در اصل : كرد . ( 2 ) . در اصل : مشغول . ( 3 ) . منظور : روز كشتن عمر خليفه دوم .