روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
9
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
مقدمهء مترجم خدمتى كه سفرنامهها به روشن شدن تاريخ كشورها مىكنند ، موضوعى نيست كه نيازمند اثبات و استدلال باشد . مخصوصا در مورد كشور ما كه از ديرباز بيشتر تاريخنويسان و نويسندگان و شاعران ما نوكر حاكم وقت و مقهور قدرت بودهاند . از وقتى كه پاى جهانگردان بيگانه بخصوص اروپائيان بايران باز شد بسيارى حقايق از خامه و سخنان آنان بجاى مانده كه اينك مورخان و شرقشناسان از آنها بهرهء بسيار مىگيرند . از آنجا كه هر كس چون بسرزمين بيگانهاى برود همه چيز را بديدهء مقايسه با امور مشابه كشور خود مىنگرد ، تقريرات جهانگردان پايهاى براى مقايسهء تمدنها در اعصار مختلف نيز بدست مىدهد . در زمان صفويه جهانگردان و مبلغان مسيحى بسيارى بايران آمدند و از آنان سفرنامههاى بسيار بجاى مانده است . اما از قبل از روزگار صفويه از جهانگردان فرنگى كه سفرنامهاى بيادگار گذاشته باشند جز ماركوپولو و كلاويخو و چند تن بازرگان و نيزى كسى را نمىشناسيم . كلاويخو بويژه از شمال غربى ايران تا اقصاى شمال شرقى را پيموده است . از آنجا كه نظرى دقيق و تيزبين داشته بسيارى از امور را چه از لحاظ اجتماعى و چه از نظر ادارى و سياسى دريافته و نوشته است . شك نيست كه وى زبان تركى ميدانسته و در طى مسافرت در ايران با زبان فارسى نيز آشنا شده