روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

80

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

اين بازو از زير شانه گرفته تا دست كامل بود . اما همهء آن سوخته و فقط پوست و استخوانى مانده بود . در مفصل شانه و نيز در مچ دست ، بندهاى زرين مكلل به گوهر ديده ميشد . بعلاوه شنيديم كه درين كليسيا آثار ديگر فراوان است كه بعضى از آنها از آن خداوند ما عيسى مسيح بود . اما نميتوانستند آنها را بما در آن روز نشان دهند ، براى آنكه امپراطور به شكار رفته بود و كليدهاى صندوقها در نزد همسرش امپراطوريس بود كه در فرستادن آنها تعلل ورزيده بود . اما در فرصت ديگرى همهء اين آثار را بما نشان دادند كه توصيف آن خواهد آمد . اين كليسيا ديرى دارد كه در آن ناهارخورى بزرگى است . در وسط اين محل ميزى از سنگ مرمر سفيد بدرازى سى گام قرار دارد و در پيرامون آن نيمكتهايى چوبى گذاشته‌اند . ازين گذشته درين اطاق بيست و يك ميز كوچك سفيد مرمرين كه بر آنها ميتوان ظرف گوشت و خوراك گذاشت موجودست و نيز سه ميز كوچك درين اطاق هست كه از مرمر يكپارچه ساخته شده است . در داخل حصار دير موستانها و اراضى مشجر بسيار موجودست . بسيارى چيزهاى ديگر هم ديديم كه توصيف آن درين مختصر ممكن نيست . در همانروز به تماشاى كليسياى « سن مارى پريبلپتوس » * رفتيم . در برابر دروازهء آن حياطى پر از سرو و نارون و گردو و بسيارى درختان گوناگون ديگر ديده ميشد . بناى اصلى كليسيا از خارج با اشكال و نقوش فراوان و گرانبها بالوان طلائى و آبى و ديگر رنگها مزين شده است . در سمت چپ مدخل كليسيا چند تصويرست كه از آن جمله يكى صورت مريم قديس مادر خداوندست و در سمت راست تصويرى است از يك امپراطور و امپراطريس . زير تصوير مريم قديس يعنى زير پاى او سى دژ و شهر مختلف نقش شده است و نام هر يك از آنان نيز به خط يونانى ديده مىشود . گويند كه همهء اين دژها و شهرها موقوفات اين كليسياست كه توسط يكى از امپراطوران بنام « رومانوس » « 1 » وقف شده و خود وى نيز درين كليسيا مدفون است .

--> ( 1 ) - Romanus