روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
66
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
وجود دارد و خاك اصلى تركان در نزديكى اين جزيره واقع است چنان كه با چشم آشكارا ديده مىشود . درين جزيره شهر و دژهاى زياد ديده مىشود . محيط آن در حدود يكصد و بيست ميل است . از بعضى از درختهاى اين جزيره كه بنام مصطكى معروف است ، شيرهء مصطكى ميگيرند . شهر خيوس حصارى زيبا دارد كه با برجهاى فراوانى مستحكم شده . اين شهر در دشت مسطحى است ، نه در كوهستانى مرتفع . در حين توقف ما در خيوس خبر رسيد كه ( عيسى ) پسر ارشد ( بايزيد ) سلطان سابق تركان كه بدست تيمور شكست يافته بود ، اخيرا درگذشته است . وى كسى بود كه سلطنت پس از پدر به او رسيده بود . برادران كوچكتر او هم با هم سر تاج و تخت جنگ ميكردند تا اقبال بكدام رو كند و كداميك صاحب سرزمين تركان شود . قصد داشتيم كه فورا از خيوس عزيمت كنيم اما كشتى آمادهء حركت نبود . ناچار سهشنبهء ورودمان و چهارشنبهء فرداى آن روز و پنجشنبه و جمعه و شنبه و يكشنبه تا يكشنبهء هفتهء ديگر كه مصادف بود با سىام سپتامبر در آنجا مانديم . سرانجام يك كشتى اسپانيائى آمادهء سفر دريا يافتيم كه ناخداى آن مردى از اهالى ژن بود بنام « مسر بوكيرا دمارتا » « 1 » . در همان يكشنبهاى كه گفتيم نيمشب بادبان برافراشتيم و بكشتى نشستيم و از بندر خيوس با بادى مساعد حركت كرديم . چون روز بپايان رسيد خويشتن را در مقابل جزيرهاى مسكون يافتيم كه در جانب راست و نزديك خاك اصلى تركيه بود . اين جزيره « ميتيلن » « 2 » نام داشت . در جانب چپ دو جزيرهء مسكون ديگر هم ديده ميشد كه يكى « اپيسارا » و ديگرى « آنتيپسارا » « 3 » نام داشت . غروب به دماغهاى از خاك اصلى تركان رسيديم موسوم به دماغهء « سن - مارى » . * شب هنگام باد برخاست و شدت كرد ، چنان كه بعضى از بادبانهاى ما را از هم گسيخت . ديگر به تنگهاى كه بنام معبر رومانيا ( داردانل ) معروف
--> ( 1 ) - Messer Boquira de Marta ( 2 ) - Milylene ( 3 ) - Ipsara و Antipsara