روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
51
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
ميداد و پس از مدتى با خانم مارى خواهر ( « يانوس * » آخرين ) پادشاه قبرس ازدواج كرد . از زن اول خويش خانم كنستانتياى سابق الذكر كه با وى فقط يكسال و نيم زندگى كرده بود فرزندى نداشت . با آنكه اين زن از شوهر دوم خويش ( يعنى صاحب كاپوا ) فرزند بسيار آورد ، اما لاديسلاس هم خواهرى دارد كه « يوآنا » « 1 » خوانده مىشود و با ( ويلهلم هابسبورك ) كه دوك ( استيريا ) « 2 » و « بابنبرگ » « 3 » است ازدواج كرده است . ميگويند اين زن فوق العاده زيباست . در جمعهء سيزدهم ژوئيه كشتى بادى ما حركت كرد و بهنگام ظهر گائت را پشت سر گذاشتيم . فرداى آن روز يعنى شنبه از كنار جزيرهاى ميگذشتيم بنام « ايسچيا » « 4 » و سپس از كنار « پروسدا » « 5 » گذشتيم كه هر دوى اينها غير مسكون هستند . در همان روز مقابل جزيرهء سومى رسيديم كه مسكون است و « كاپرى » « 6 » نام دارد . اين جزيره قسمتى است از قلمرو سلطان ناپل و در آن شهر زيبائى قرار گرفته . سپس به يك پيش آمدگى خشكى در دريا رسيديم كه بنام دماغهء « مينرو » « 7 » معروف است و از كنار دو تپه گذشتيم كه بين آن دو شهرى است كه بنام « آمالفى » معروف است . بر فراز اين تپهها دژهاى مختلفى ديده مىشود و اطلاع حاصل كرديم كه در شهر آمالفى سر « سن آندره » « 8 » حفظ شده است . در همانروز يعنى شنبه ، نزديك غروب دو قطعه ابر ديديم كه گوئى از آسمان صاف بيرون ميايد و پائين آمد و به سطح دريا رسيد و فورا دريا برخاست تا به آن ابرها ملحق شود و صداهاى سهمگينى شنيده شد و از ابر رگبار سختى فرود آمد . هوا تيره و تاريك شد . ما كشتى خويش را از آن محيط تا حدود امكان دور نگاهداشتيم . زيرا اگر آن رگبار بر سر ما ريخته بود بدون ترديد در معرض خطر قرار مىگرفتيم . در روز بعد يعنى شنبه بين دو جزيرهء غير مسكون ميرانديم . اين
--> ( 1 ) - Joanna ( 2 ) - Styria ( 3 ) - Babenberg ( 4 ) - Ischia ( 5 ) - Proceda ( 6 ) - Capri ( 7 ) - Minerve ( 8 ) - سن آندره يا به نوشتهء كتاب مقدس اندرياس از جمله 12 تن رسول يا حوارى عيسى مسيح بود كه در اخائيه به هنگام بشارت مصلوب شد ( م . )