روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
41
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
براى ولى نعمت خويش ببرند تا بلكه ازين راه دوستى و محبت آن پادشاه را جلب كرده باشد . تيمور اندكى پس از فتح بزرگ آنقره تصميم گرفت تا سفيران را با نامهاى از جانب خويش و هدايا و تحف بسيارى كه محبت و علاقهمندى او را نسبت به پادشاه كاستيل برساند ، بدربار وى بفرستد . اين سفير تاتار كه بزرگى از قبيلهء جغتاى بود « حاجى محمد » « 1 » نام داشت و با خود نامهء تيمور و تحف گرانبهاى او را براى پادشاه كاستيل همراه داشت . حاجى محمد به دربار اعليحضرت هانرى آمد و آنچه تيمور بيك بعهدهء او گذاشته بود ، عرضه كرد و نامه و هدايا و جواهرات و زنانى ( كه مسيحى بودند و تيمور آنها را از تركان در جنگ آنقره بغنيمت گرفته بود ) تقديم داشت . بنابراين اعليحضرت هانرى كه نامه و پيشكشها را دريافت داشته و به مقصود تيمور واقف شده بود ، تصميم گرفت تا متقابلا هيئت سفارتى با هدايا به منظور افزون كردن مودت بين خود و تيمور بيك ، گسيل دارد . پس پادشاه ما ، سه كس را براى اين مأموريت سفارت تعيين كرد كه عبارت بودند از « فراى آلفونسو پائز دسانتا ماريا » كه استاد علم كلام بود و « روى گنزالز كلاويخو » و « گومز سالازار » ، يكى از پاسداران شاهى . اعليحضرت نامه و پيشكشهاى خويش را بدست آنان سپرد . اين هيئت سفارت چون محنتها كشيده و كشورهاى دوردست را ديد ، اينك بذهن من چنين خطور كرد كه ضرورى و مقتضى است ، همهء اماكن و همهء آنچه ديده بوديم و كشورهائى كه از آنها گذشته بوديم و آنچه بر ما گذشته بود ، بقيد كتاب بسپرم . چه اين امور چون نوشته شود ، و بوجه احسن و منتهاى قدرت برشتهء تحرير
--> ( 1 ) - اين كلمه را مرحوم رشيد ياسمى در ترجمهء جلد چهارم تاريخ ادبيات ايران استاد براون « محمد القاضى » نوشته است و بر حسب املاى لاتينى هم بايد القاضى باشد زيرا حرف g را در نام شهر Azin Court فرانسه بجاى z نوشته است و از اينرو ميتوان حدس زد كه دو حرف براى كلاويخو بهم نزديك يا شبيه بوده است . بعلاوه عنوان « حاجى » تقريبا از اواسط دورهء صفويه همراه نام اشخاص ذكر شده و قبل از آن معمول نبوده است . ( م . ا . )