روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

355

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

سوميقان Sumiqan و مشتقات آن به ترجمهء انگليسى نزهت القلوب ص 168 و متن فارسى آن ص 59 رجوع كنيد . ص 176 س 17 - رى ( كه در كتاب توبيت ( Tobit ) به Rages ياد شده است ) پايتخت شمال ايران در دوران حكومت خلفا بشمار ميرفته است . در سال 1220 م . / ( 617 ه . ) يعنى در دوران چنگيز خان مورد نهب و غارت قرار گرفت و بدست مغول سوخته شد و تهران جاى آن را گرفت و بعدها در زمان قاجاريه پايتخت ايران شد . ( كتاب توبيت قسمتى از تورية است و خود او جهودى از قبيلهء نفتالى بود كه به علت حس ترحمى كه داشت ، شهرت يافت . در پيرى كور شد و بنابر راهنمايى فرشتهء رفائيل بوسيلهء پسر خود شفا يافت . م ا . ) ص 177 س آخر - اين نام در متن اصلى بطرق مختلفى املاء شده است . او را معمولا بنام امير سليمان شاه مىشناسند . درين حدود وى حاكم استان رى شد . رجوع كنيد به كتاب تيمور بيك ج 3 ص 170 . ص 178 س 3 - در متن اصلى نوشته است Car . اين دره و رودخانهء معروفيست در جنوب كوه دماوند . سلطان احمد ميرزا كه ازو درينجا ياد مىكند ، جوانى بود هفده ساله و نوهء تيمور از عمر شيخ ميرزا پسر دومش . رجوع كنيد به ج 2 كتاب تيمور بيك ص 170 و 302 ص 180 س 1 - نگاه كنيد به ج 4 تيمور بيك ص 147 و 155 . ص 181 س 3 - نام آبادى مزبور در كتاب نيامده است . اما دهكدهء آهوان ( كه در آنجا آثار ويرانه‌هاى شهر باستانى قرار دارد ) بر سر جادهء كوهستانى واقعست كه بدشت ميرسد . نگاه كنيد به ج 3 كتاب « يك ديپلمات در ايران ) تأليف ايست و يك ص 150 . ص 187 س 13 - رجوع كنيد به ص 142 اين كتاب . ص 187 س 23 - اسفراين شهر عمدهء شهرستان اسفراين بود كه نيمى از شمال دشت جوين كه از جاجرم تا نشابور ادامه دارد در آن است . اين محل قبل از يورش مغول و جنگهاى بعد از آن اهميت بسيار داشت . در نقشه اثرى ازين شهر نيست و اينك به كلى ناپديد شده است . نام آن را غالبا اسبراين ( Asbarayn ) تلفظ ميكرده‌اند كه كلاويخو هم آن را بغلط Zabrain نوشته است . اين شهر در نيمراه جاجرم و نشابور واقع است و از هر يك از دو شهر سى و شش ساعت راه فاصله دارد . فاصلهء جاجرم و نشابور 180 ميل است . سرزنوسكى بغلط ميگويد كه Zabrain همانا Zafrain فعلى است كه در چهل