روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

30

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

آن با اطلس سرخ پوشيده شده بود و بعضى از آنها با پوستهاى گرانبها آستر شده بود تا در برابر گرماى تابستان حفاظى باشد . درون يكى ازينگونه چادرها به كلى با قاقم پوشيده شده بود . در سمرقند سفيران مساجد و كاخى را كه بنام كاخ صليب خوانده‌اند و در آنجا خوابگاه تيمور قرار داشت ، تماشا كردند . تيمور با آنكه نميتوانست بر زين بنشيند باز با تخت روان همواره به ساختمانهاى نو بنياد سركشى ميكرد . در صدر مجالس جشن مىنشست و كباب اسب فراوان مىخورد و از بام تا شام به شراب مىنشست و گاه باده گسارى تا بامداد روز بعد هم همچنان ادامه مييافت . كلاويخو چندين بار به اين امر اشاره مىكند . از دادگسترى و چگونگى به كار بستن آن چندان سخن نميگويد ، جز اينكه در نظر تاتاران بدار آويختن آبرومندتر از گردن زدن است . چنان كه كلاويخو ميگويد اين امر درست بر خلاف اعتقاد و خوى اسپانيائيهاست . چهارده فيل كه تيمور از سفر جنگى از هندوستان بسال 1399 م . ( 802 ه . ) آورده بود در جشنها شيرين كاريها و هنرنمائيها ميكردند . از آنجا كه در آنزمان در اسپانيا فيل هرگز ديده نشده بود ، ناچار از آنها مفصل و دقيق توصيف مىكند . خلاصه آنكه ازين سفيران با نهايت احترام پذيرايى شد . كلاويخو ضمنا نحوهء جهاندارى و فرمانروائى تيمور را در دوران جنگ و صلح با زيركى و مهارت و با نظر انتقاد بيان مىكند . نتيجهء همهء اين جشنها و زيادرويها آن بود كه در اواخر پاييز تيمور بيمار شد و خاصانش پنداشتند كه نزديك مرگ است . اين سخن آنان بمنزلهء هشدارى نابهنگام بود ، زيرا كه بار ديگر بهبود يافت . اما براى اينكه سفيران خارجى از گزندى كه از نابسامانى و پريشانى حاصل از جنگهاى خانگى در ميان كسان تيمور براى رسيدن باورنگ شاهى پيش ميآمد بر كنار بمانند ، به اسپانيائيها و مصريان گفته شد كه هر چه زودتر عزيمت كنند و منتظر بار يافتن بحضور اعليحضرت براى توديع و كسب