روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
289
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
بودند و از مسؤلين كاروان و شترداران آن ، شروع بگرد آوردن اطلاعات دربارهء خصوصيات شگفت كشورى كه امپراطور بر آن فرمان ميراند ، با جزئيات مربوط به ثروت بسيار و جمعيت و نفوس چين كرد . در ميان كاروانيان يك ( بازرگان تاتار ) بود كه اجازه يافته و ششماه تمام در خان بالغ اقامت گزيده بود . وى مىگفت كه اين شهر از ساحل دريا چندان دور نيست ، و از نظر وسعت اين شهر بيست برابر تبريزست . در صورتى كه چنين باشد اين شهر بايد از همهء شهرهاى جهان بزرگتر باشد . زيرا كه قطر تبريز يك فرسخ و چيزى بيشترست ، و بايد خان بالغ از يك سو تا سوى ديگر بيست فرسخ راه باشد . آن مرد همچنين گفت كه شمارهء مردان جنگى امپراطور آنچنان است كه چون به آهنگ جنگ از مرزهاى كشور خويش حركت كند بدون آنكه آنچه با او همراه است بشمار آوريم ، تنها 400000 سوار براى نگهبانى و پاسدارى ملك خويش با سپاهيان بسيارى از پياده بجاى مىگذارد . چنان كه اين مرد مىگفت در چين رسم برين است كه هيچ بزرگى حق ندارد در نظرگاه عام بر اسب بنشيند مگر آنكه هزار سوار در خدمت داشته باشد كه بتواند به مجرد احضار آماده كند . با اينحال از اين گونه بزرگان در آنكشور بسيارند . بسيارى مطالب شگفت ديگر نيز دربارهء پايتخت و كشور چين بيان مىكرد . و نيز مىگفت كه اين امپراطور چين بتپرست بود ولى اخيرا مسيحى شده است * . برگرديم بسخن خود . در هنگام ورود ما بسمرقند ، آن هفت سالى كه در بالا به آن اشاره كرديم بسر آمده بود . و چنان كه گفتيم تيمور سوگند ياد كرده بود كه به حصارى كه در آن خزائن او جا داده شده بود پا نگذارد مگر پس از آنكه هفت سال سپرى شود . پس باشكوه و خوشوقتى كامل وارد شد . و كوتوال قلعه آنچه از سلاح و زره كارگران در غيبت تيمور ساخته بودند براى بازديد ارائه داد . از آن جمله سه هزار زره فولادين بود كه پشت آن كرباس سرخ است . به نظر ما اين زرهها را بسيار خوب ساخته بودند ، جز آنكه كلفتى لوح پيشسينهء آن كافى نبود . و مردم اينجا نمىدانند كه چگونه فولاد