روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

268

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

و بلند از آنگونه كه ( بر تيرها ) استوار است و طناب ندارد . از بيرون با پرند سرخ بسيار زيبا پوشيده شده بود . اين چادرها با پولكهاى طلايى كه از بالا بپايين دوخته شده بود آرايش گشته بود . اين چادرها هم از بيرون و هم از درون بسيار تماشايى بود . جنس پارچهء تجير آن سراسر با نقوش گوناگون آرايش يافته بود . اين چادر دو دره بود كه يك در پشت در ديگرى قرار داشت . در بيرونى نيز دو جدار از ميله‌هاى نازك سرخ رنگ داشت كه با هم به صورت صليب تلاقى ميكردند . اين درها با پارچهء ابريشمى گلى رنگ شل بافت پوشيده شده بود و چنان بود كه از آن به خوبى هوا داخل ميشد و نيز هر كس كه در درون چهار ديوار بود ، بيرون را مىتوانست ببيند ، اما آنكه در بيرون بود درون را نميديد . در داخل چادر بسيار بلند بود . چنان كه يك سوار بر اسب خويش مىتوانست به آسانى از آن بگذرد . اين دو در با الواح سيمين و زرين آرايش گشته بودند . همهء اين ظواهر چنان زيبا بود كه نه در سرزمين تاتار چنين اثر شگرفى ميتوان يافت و نه در ديار مغرب و اسپانيا . بر يكى از آن دو در شمايل پطرس قديس رسم شده بود و بر روى در ديگر تصويرى از پولس رسول . هر يك ازين دو مرد مقدس كتابى بدست داشتند . اين دو اثر همه از نقره ساخته شده بود ، بعدها بما گفتند كه آنها را از « بروصه » آورده‌اند . و تيمور اين دو نقش را در خزانهء سلطان ( بايزيد ) يافته است * در وسط اين چادر درست در برابر در صندوق يا اطاقكى بود كه در آن جام و ظرف بسيار ميگذاشتند . اين صندوق از طلا ساخته شده و با لعاب آرايش گشته بود و بلندى آن تا سينهء آدمى ميرسيد . بالاى آن هموار و در پشت آن كنگره‌هايى بود كه با لعابهاى سبز و آبى ، رنگ شده بود . همهء اين صندوق مكلل بگوهرها و مرواريد و سنگهاى گرانبها بود . در وسط ، در ميان مرواريدها و سنگهاى گرانبها ، مرواريدى يكتا به قدر يك فندق كار گذاشته بودند اما رنگ آن چندان عالى نبود . اين صندوق درى داشت و در آن يكدست ظرف ميگسارى