روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
261
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
است « 1 » . زن دوم تيمور چنان كه گفته شد خانم كوچك نام دارد . وى دختر شاهى است بنام « تومان آقا » . اين مرد بر سرزمينى بنام « اندرابه » « 2 » حكومت ميكرد . زن سوم او « تكله خانم » « 3 » ناميده مىشود و زن چهارم « چلپان ملك آغا » « 4 » و زن پنجمش « موندساغا » « 5 » ( خانم ) و دو زن ديگرش يكى « ونگراغا » « 6 » ( خانم ) و ديگرى ( روپه اربراغه ) « 7 » ( خانم ) نام دارند . زن هشتمين يا آخرين زن وى « يواگا آغا » « 8 » نام دارد كه به زبان آنان ملكهء دلها معنى مىدهد . تيمور اخيرا با او عروسى كرده است يعنى در همين ماه اوت كه تازه بپايان رسيده و اين لقب را نيز تيمور به او داده * . چون همهء خانمها بر جاى خويش نشستند و همه چيز مرتب شد ، ميگسارى آغاز گشت و تا مدت مديدى همچنان ادامه يافت . از آغاز كار بزنهاى اعليحضرت شراب داده شد و آنگاه از آن نوشابهايكه از شير ماديان ميسازند و شيوهء ساختن آن را در گذشته آنجا كه در چادرى در بزم خانزاده خانم نشسته بوديم توصيف كردم . پس از اندكى تيمور جامى از مى بدست گرفت و آن را باستاد الهيات ما ( يعنى همراه من فراى آلفونسو پائز ) داد و فرمان داد كه بنوشد . زيرا وى به خوبى مستحضر بود كه من كه « روى گنزالز » هستم هرگز لب به اين شراب نميزنم . اما آنان كه مفتخر ميشوند از دست تيمور جام بگيرند بايد مراسمى را انجام دهند و چنين كنند : ابتدا پيش بيايند و زانوى راست را خم كنند و در مكانى كه تا تيمور فاصلهاى دارد زانو بزنند . آنگاه برخيزند و پيش بيايند و به او نزديكتر شوند و هر دو زانو را بر زمين زنند و
--> ( 1 ) - گويا كلاويخو ، غازان خان ايلخان مغول را درينجا توصيف مىكند و يا آنكس كه اين سخنان را براى او گفته است چنين اشتباهى كرده . م ( 2 ) - Andarabah ( 3 ) - Tukle ( 4 ) - Ghelpan Mulk چلبان بتركى بمعنى كژدم است . م . ( 5 ) - Mundazaga شايد اين همان « مونس آغا » باشد . م . ( 6 ) - Vengaraga شايد اين « نگار آغا » يا نگار خانم بوده است . م . ( 7 ) - Ropa Arbaraga شايد اين نيز « روح پرور آغا » بوده است . م ( 8 ) - اگر معنايى كه كلاويخو براى نام Yuaguaga بدست مىدهد ترجمهء صحيح آن باشد ، بايد گفت كه اين « يورياغا » Yurayaga بوده است كه همان ملكهء دلها مىشود و هم ممكنست اين « ياقوت آغا » بوده باشد كه مىشود فى المثل ياقوت خانم از اسامى متداول و معمول زبان ما ولى البته درين ترديدست . م .