روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

255

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

بسيار بلند است . در پيكار نخست تيمور از پادشاه هند بواسطهء همين فيلها شكست يافت . فرداى آن روز تيمور براى جنگ آماده شد و اين بار دسته‌اى جماز ترتيب داد كه بر پشت هر يك مقدارى علفهاى خشك نهاده بودند تا جنگ آغاز شد علفها را برافروختند و شعلهء آتش فيلان را گريزاند . گويا فيلان مخصوصا از آتش هراس دارند و علت آن هم چشم بسيار ريز آنهاست . بدين گونه درين جنگ پادشاه هند شكست خورد و تيمور سراسر دشتهاى بلند هند كوچك را كه با امپراطورى سمرقند ، همسطح است گرفت . بيشتر سرزمين هند كوچك كوهستانى است و پر سنكلاخ . اما با وجود اين پرجمعيت است و شهر بزرگ و دره‌هاى پرثروت و خاك حاصلخيز دارد . چون پادشاه هند خويشتن را چنين شكست خورده ديد به كوههاى دشوار رفت و گروهى را براى جنگ گرد آورد . تيمور كه هيچ نمىخواست ديگر جنگ كند همهء همراهان و كسان خود را گرد آورد ، و به دشتهاى بلند شمال باز آمد و پادشاه هند ديگر صلاح نديد كه او را دنبال كند . اما اين سرزمين دشتهاى بلند و كوهستانى كه تيمور آن را گشاد و از پادشاه هند گرفت ( كه همانا افغانستان است و هند كوچك ناميده مىشود ) اينك به زير فرمان اين شاهزادهء جوان است كه دربارهء آن سخن گفتيم . مرزهاى جنوبى آن به ( سواحل خليج فارس ) هرمز كه شهرى بسيار بزرگ و ثروتمند است ميرسد . قسمت بيشتر آن هند ( كه همانا هند بزرگ باشد ) در زير فرمان و قلمرو پادشاه آنجاست و چون از تيمور شكست يافت آن پاره را از دست نداد . اين واقعه دوازده سال پيش رخ داده است . از آن هنگام تاكنون نه تيمور و نه نوه‌اش هيچيك ديگر انديشهء هجوم به هند را نكرده‌اند . بيشتر مردم هند بزرگ مسيحى هستند و نيز پادشاه آنان هم همين كيش را دارد . منتها آنان به آداب يونانى عمل مىكنند . در ميان آنان مسيحيان ديگرى هم هستند كه روى خويش را با آتش