روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
243
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
گويى از عقاب ميگريزند و سرها را برگردانده كه پندارى به عقاب مينگرند . عقاب چنان حالتى دارد كه گويى ميخواهد بر يكى از شاهينها فرود آيد . همهء اين پرندگان فوق العاده خوب كشيده شده و چنان در آنجا قرار داده شدهاند كه گويى از ترسيم آنها در آنجا منظورى خاص در ميان است . در برابر در اين چادر سايبانى از پارچهء ابريشمى رنگارنگ برافراشتهاند . اين سايبان بر فراز در سايه مىافكند . و نيز اين سايبان را مىتوان به اين سو و آن سو كرد تا از آفتاب كه از هر جهت كه بتابد جلوگيرى شود . از اين دو حصار بزرگ تجيرى كه در درون آنها چادرهاى بسيارى بر افراشتهاند ، و از آنها سخن گفتيم ، اولى متعلق است به زن بزرگ تيمور كه بنام خانم بزرگ ناميده مىشود و دومى به زن دومش كه خانم كوچك خوانده مىشود * . در كنار اين دو حصار ، حصار سومى است كه گرداگرد آن را تجيرهاى پارچهاى گرفته است . اما دوخت اين تجيرها با ديگران تفاوت دارد و در درون آن چادرها و سايبانها بر افراشتهاند . در ميان اين حصار نيز چادرى بزرگ همانند چادرهايى كه توصيف كرديم بر افراشتهاند . و نيز بسيارى از اين گونه حصارها در آن پيرامون ديديم كه آنها نيز چنان كه گفتيم سراپرده خوانده ميشوند اينها را شمرديم و مجموعا يازده تا بودند . هر يك از آنها رنگ و نقوش خاص داشتند و در هر يك از آنها پوش بزرگ بود از نوع پوشهاى بدون طناب ، آنچنانكه وصف آن گذشت هر يك از آنها تجيرهايى از پارچهء سرخ داشتند كه در درون آنها بسيارى چادر و سايبان در پيرامون پوش اصلى بر افراشتهاند . اين يازده حصار چنان بهم نزديك بودند كه در ميان آنها فقط باريكهاى بود . ولى براستى اين چادرها و پوشها بسيار ديدنى بودند . همهء اين حصارهاى سابق الذكر يا مسكن زنهاى تيمور هستند يا زنهاى نوههاى او . اين شاهزادهها و شاهزاده خانمها در آن ساكنند ، همچنانكه خود اعليحضرت هم تابستان و زمستان در آن بسر مىبرند . در آن روز كه اينك مورد بحث ما است ، تيمور در نيمروز به سراپردهء شاهى آمد و بدنبال ما فرستاد و ما را بحضور او بردند . در آنجا بزمى بزرگ