روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
238
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
فصل سيزدهم سمرقند در روز دوشنبهء ششم اكتبر تيمور فرمان داد تا بزمى شاهانه در اردوگاه قبيلهء او ترتيب دهند . اين اردوگاه را سراپردهء شاهى نيز ميگويند . اعليحضرت همهء زنان و بستگان خود يعنى پسران و نوههايى كه در نزد او مقيم بودند با همراهانشان به آن ضيافت خوانده بود . و نيز آنان كه در اردوگاههاى مختلف پيرامون شهر مسكن داشتند به آن مهمانى خوانده شده بودند . ما سفيران نيز در آن روز به اردوگاه ايل تيمور رفتيم و ديديم كه بسيارى چادرهاى اضافى برافراشتهاند ، كه همه تماشايى و ديدنى و بيشتر آنها در كنار رود ( زرافشان ) برافراشته شده بودند . اين چادرها بسيار زيبا بودند و همه تنگ هم قرار داشتند و ما را از يك جاده كه در طول آن كالاهاى گوناگون كه مورد نياز سپاهيان بود و براى فروش عرضه كرده بودند بردند و به مجرد آنكه به آنجا كه تيمور بود يعنى به سراپردهء شاهى رسيديم اندك زمانى ما را در زير سايبانى بزرگ منتظر نگهداشتند . اين سايبان را كه از كتان سفيد بافته و بر آن گلدوزى كرده بودند در عقب تيرهايى داشت كه آن را استوار نگاهداشته بود و ريسمانهايى هم به آنها بسته بودند . سايبانهاى همانندى در ديگر جاهاى اردو يافته ميشد كه همه طولانى و مرتفع بودند تا نسيم از آن همواره بگذرد . در نزديك اين سايبان كه زيرش نشسته بوديم غرفهاى بسيار بلند ديده