روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

24

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

بندر را در سواحل درياى سياه در تصرف داشتند ، اما بيشتر بندرها در دست تركان عثمانى بود . در بعضى جاها با حاكم محل يا اميرى مواجه ميشدند كه هواخواه تيمور بود و خويشتن را دست نشاندهء او ميدانست . از آن جمله آخرين كسى را كه كلاويخو نام ميبرد امپراطور مسيحى طرابوزان بود . امپراطوران طرابوزان از قرن سيزدهم ( هفتم هجرى ) كه در آن زمان « كومننوس » « 1 » از گزند حمله و اشغال سپاهيان كليسياى لاتن از قسطنطنيه و پايتخت خويش گريخته بود ، در آنجا سلسله‌اى تشكيل داده و سلطنت ميكردند . در اينجا اين سفيران بساحل آمدند . از طرابوزان سفر طولانى سه هزار ميلى آنان تا رسيدن به سمرقند و تشرف بحضور تيمور ، آغاز مىشد . * از طرابوزان پس از حركت بسوى جنوب بجانب « ارزنجان » واقع در ساحل غربى فرات راندند و درين راه پيمائى از سلسله جبال متوالى و بسيار گذشتند . در كنار راههاى سنگلاخ و قلل جبال گاهى با راهزنانى برخورد ميكردند كه از رهگذران باج ميگرفتند . اين گروه خويشتن را تابع و رعيت كسى نميدانستند و با يكديگر و يا متحدا با مهاجران ميجنگيدند و از حاصل غارت خويش كه با زور و حقه‌بازى گرد آمده بود ، ادامهء حيات ميدادند . از ارزنجان بآنسو راه بهتر شد و داخل قلمرو تيمور گشتند و سران سپاه تيمور كه مطيع اوامر و دستورهاى سفير تيمور بودند كه از دربار اسپانيا بهمراه اسپانيائيها باز ميگشت ، با نهايت مهمان‌نوازى از آنان پذيرائى و با آنان همه گونه يارى ميكردند . هر كس كه اخيرا در ايران سفر كرده باشد ، از تغييرات ناچيزى كه در پنج قرن اخير در راههاى اين نواحى روى داده است دچار شگفتى خواهد شد . اگر نام اشخاص را عوض كنيم ميتوان سفر نامهء كلاويخو را همچون يك كتاب معاصر جلوه‌گر ساخت ( و بقول معروف جا زد ) . اسامى جاها غالبا همانست كه بود و

--> ( 1 ) - Alexis Comnenus