روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
198
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
گوشت و شير بدون نان كفايت خوراك آنانرا مىكند . مىتوانند مدت درازى راه پيمايى كنند ، بدون آنكه براى تهيهء گندم و آرد و پخت نان اندكى درنگ كنند و همواره از ( گوشت و شير ) گلهها و رمههاى خويش تغذيه ميكنند . چون خوراك فراوان باشد ، مانند شكمخوارگان تا گلوى خويش را انباشته ميسازند ، و اگر كمبود در ميان باشد ، اندكى شير ترش كه با آب جوش آميخته شده است ، كفاف آنان را ميدهد و به علت همين خوددارى و تاب بسيار هرگز دوچار قحطى نميشوند . شير ترش را كه خوراك عمدهء آنانست بدينگونه آماده ميكنند : ديگ بزرگ پر از آبى را بر آتش مينهند و پيش از آنكه آب جوش بيايد ، يك كاسه مايهء شير ترش را كه شبيه پنيرست و با آب سرد زدهاند تا همچون خمير شود ، آماده ميسازند . آنگاه اين كاسه را در ديگ جوشان خالى ميكنند و همهء آن ديگ چون سركه ترش مىشود . سپس نانهاى نازكى از آرد را كه ورزيده و خمير كردهاند درين ديگ جوشان ميندازند . پس از آنكه اندكى جوشيد ، آتش را از زير آن ميكشند و همهء محتويات آن را در كاسههايى ميريزند . اين را كه نوعى سوپ است بدون گوشت با نان ميخورند و سير ميشوند . غالبا و روزانه ازين سوپ ميخورند . براى تهيهء آتش چوب به كار نميبرند ، بلكه از مدفوع اغنام و احشام خويش براى سرخ كردن و جوشاندن خوراك استفاده مىكنند . خوراكى كه توصيف آن را كرديم بنام « آش » ( كه به زبان فارسى بمعنى سوپ است ) خوانده مىشود . از بامداد فردا ( يكشنبه ) از اردوگاه كنار رود ( تجند ) در تحت حمايت و نگهبانى ميرابزار كه تيمور به پيشواز ما فرستاده بود به راه افتاديم و همچنانكه خواهيم گفت در تمام طول آن روز و شب بعد و روز بعد از آن بىدرنگ راه پيموديم و هرگز بر سر راه به محلى مسكون يا دهى يا آباديى نرسيديم . آن ( يكشنبهء ) اولين شب در كاروانسراى بزرگى ( كه چاپارخانه بود ) در ميان بيابان بسر برديم . در آنجا به اسبانى كه بهمراه خويش آورده بوديم جو