روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
18
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
از سال 1400 ( 803 ه . ) تا 1402 ( 805 ه . ) مانوئل امپراطور روم شرقى همواره وقت خود را در جستجوى يافتن دستيار ضايع كرد و در ايتاليا و فرانسه گرديد و به انگلستان رفت و در آنجا هانرى چهارم يا « هانرى لنكستر » « 1 » از او پذيرائى كرد . اما كسى يار و مددكار او نشد پس از آنكه دو سال مانوئل بهر درى كه زد نوميد شد بازگشت و بسوى مشرق راند و در يونان پياده شد . از آنجا در عين ناتوانى و ضعف نگران احوال پايتخت خويش شد و شاهد آن بود كه چگونه سلطان بايزيد كه در پشت دروازهء قسطنطنيه چادر زده بود هر روز بيشتر به داخل شهر رخنه و نفوذ مىكند . درين زمان وقايعى در جريان بود كه تركان فاتح را گرفتار ايلغار امير تيمور ( كه در اروپا او را بنام تيمور لنگ ميخوانند ) كرد . وى درين موقع در آسياى صغير در حال پيشروى بود . در نتيجهء اين واقعه فتح قسطنطنيه نيم قرن به تأخير افتاد و در 1453 ( 857 ه . ) در زمان سلطنت نوهء بايزيد يعنى سلطان محمد فاتح آن شهر گشاده شد . تيمور كه در 1335 ( 736 ه . ) متولد شده بود ، پس از شكست دادن و مغلوب ساختن همهء رقباى خويش در 1369 ( 771 ه . ) بر سمرقند مسلط شد . « 2 » در 1380 ( 782 ه . ) بايران حمله برد و آنجا را مسخر ساخت و در 1390 ( 793 ه . ) قبچاق و مسكوى هم در زير سم ستوران لشكريانش در نور ديده شد و در 1398 ( 801 ه . ) نواحى شمال غربى هندوستان را هم بباد غارت و تهاجم گرفت . سپس در 1400 ( 803 ه . ) در شصت و پنجسالگى توجه خود را به جانب آسياى غربى معطوف داشت . به منظور حمله به سلطان عثمانى آسياى صغير و سلطان مملوك مصر كه فرمانرواى سوريه نيز بود ، تيمور گرجستان را به زير سم ستوران سپاهيان خويش در نورديد . از آنجا بسوى جنوب متوجه شد ( بر سر راه بسيارى از ولايات آناطولى را غارت كرد ) . ناگهان
--> ( 1 ) - Lancaster ( 2 ) به حواشى لسترنج رجوع شود . ( ازين ببعد همه جا * بمعنى آنست كه به حواشى لسترنج در پايان كتاب رجوع شود . )