روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
150
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
اين شاخها را در ضمن گردش در جادهها با خود همچون نشانه و علامتى حمل كنند . بر در خانهء هر درويش ازين شاخها گذاشته شده است تا مشخص و ممتاز باشد « 1 » . دوشنبهء بيست و ششم مه از دليلار كنت به راه افتاديم و شب را در هواى آزاد در كنار آن رود بزرگى كه ارس نام دارد بسر آورديم . اين رودى است بزرگ كه تقريبا از سراسر ارمنستان ميگذرد . آن روز از گردنههاى بسيار و از ميان كوههاى پوشيده از برف كه در آنها جويبارهاى بسيار فرو ميريخت ، گذشتيم . سه شنبه در دهى بنام نو جوى ( نهر تازه ) پياده شديم و همهء روز را در كنار ساحل ارس راه پيموديم . اين راه بسيار سراشيب بود و پست و بلندى بسيار داشت . درين ده يك كشيش سكنى داشت و از ما با احترام تمام پذيرايى كرد . او صاحب آن نواحى بود . غالب مردم آن حدود ارمنى هستند . چهار شنبهء فردا در دهى آرميديم كه در آن دژى بزرگ بر قلهاى قرار داشت . ديديم كه همهء آن قسمت از كوه سنگ نمك بود و براستى نيمى از روز را در كنار رشتهء كوههايى كه با صخرههاى نمك تشكيل شده بود راه پيمايى كرديم . مردم آن نواحى داوطلبانه به اين مكان براى بردن نمك ميآيند و ازين رهگذر استفاده ميكنند و نمك براى خوراك خويش نميخرند . اينك شهر سورمارى * را توصيف ميكنيم . اين شهر چنان كه روايت ميكنند نخستين آبادى است كه پس از طوفان نوح ساختند . پنجشنبه بيست و نهم مه در حدود ظهر به اين محل رسيديم . اين آبادى شهرى است بزرگ و ازين محل با كمال وضوح كوه بزرگ ( آرارات ) كه با آن شش فرسخ فاصله دارد و بر آن كشتى نوح بهنگام فرو نشستن طوفان به خاك نشست ، ديده ميشد . اين شهر در دشتى است كه يك سوى آن به ارس ميرسد و در جانب ديگر درهء بسيار ژرفى است كه بر هر سوى آن سراشيبى تندى است ، اما فاصلهء طرفين اين دره
--> ( 1 ) - اين شرح ، پيروان صفى الدين اردبيلى را در آسياى صغير بخاطر ميآورد . م .