روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

133

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

شديم كه بهزينهء خود اسب كرايه كنيم و گروهى نگهبان جهت پاسدارى خويش تا ارزنجان اجير كنيم . بامداد جمعه سرانجام توانستيم به راه افتيم . بهمراه ما ده سوار نگهبان بودند . در ساعت نماز پيش از ظهر به دژى رسيديم كه بر صخره‌اى بلند ساخته شده بود و اين جاى مستحكم نيز متعلق به كاباسيكا بود . پادگان اين دژ پيش آمدند و از ما باج ديگرى برابر بارى كه با خويشتن داشتيم خواستند . پس از چانه زدنهاى بسيار ناگزير به فرمان آنان گردن نهاديم . در اوايل بعد از ظهر آن روز به دره‌اى رسيديم كه در آن نزديكى دژى مستحكم هست و در آن مردان ترك نشسته‌اند . اين تركان از قبيلهء چپانلى « 1 » بودند كه با كاباسيكا پيكار ميكردند . مردان كاباسيكا نيز در اين دره گرد آمده بودند تا تركان را زير نظر داشته باشند . نگهبانان ما گفتند كه اندك زمانى توقف كنيم ، تا آنان در آن پيرامون تحقيقاتى بنمايند . سرانجام از آن محل بسلامت گذشتيم و تا غروب به دهى رسيديم بنام « الانزه » « 2 » كه از توابع ارزنجان بود . به مجرد اينكه ده سوار نگهبان ما به اين ده رسيدند بارهاى ما را پياده و از ما خداحافظى كردند و بنزد ولينعمت خويش كاباسيكا باز گشتند . درين روز اخير راه ما بسيار دشوار بود و از كوههاى بلند ميگذشت . در دهكده الانزه بزرگزادهء تركى را ديديم كه كفيل كدخداى ارزنجان بود . وى از ما بسيار خوب پذيرايى كرد و بما خانه‌اى داد و خوراك تدارك كرد و آنچه نياز داشتيم بما داد . درين ده و از دهان اين ترك براى نخستين بار شنيديم كه تيمور اكنون از قراباغ كه زمستان را در آنجا گذرانده بود به راه افتاده و بسوى دشت سلطانيه و ايران رانده است . فرداى آن روز كه شنبهء مصادف با سوم ماه مه بود از الانزه به راه افتاديم و به دهى رسيديم كه از ما خوب پذيرايى كردند و خوراك آوردند و

--> ( 1 ) - Chapanli بايد همان چوپانلى باشد و شايد كه از چوپانيان يا آق‌قويونلو يا قره‌قويونلو بوده‌اند . م . ( 2 ) - Alanza