روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

129

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

در مورد جنگاوران و سلاح آنان بايد گفت كه با شمشير و كمان مسلحند ، و تركان نيز عين اين اسلحه را دارند و مانند تركان ( با ركاب كوتاه ) سوار ميشوند . در شهر طرابوزان از جمعهء ورودمان كه مصادف با يازدهم آوريل بود تا شنبهء بيست و ششم آوريل مانديم . در طى اين مدت در جستجوى اسب و بدست آوردن آن بوديم زيرا از آن ببعد راه ما در خشكى بود و ناچار بوديم كه آنچه در سفر خشكى مورد نياز ماست بدست آوريم . در روز شنبهء بيست و هفتم آوريل كه همهء تداركات آماده شد ، ما سفيران همراه نگهبانانى كه امپراطور براى پاسدارى ما گذاشته بود و بايد ما را در راههاى قلمرو او راهنمايى كنند ، به راه افتاديم . شب را در يك كليسياى ويران بروز آورديم . اين كليسيا در كنار رودى بود بنام « پيكسيت » يا « سورمنه سو » « 1 » . در آن روز راه ما از كوهستانهايى ميگذشت كه چندان مرتفع نبودند . درين نقاط جمعيت بسيار و كشتزارهاى آن پر از حاصل بود و مزارع غله خيز آن از نهرهايى كه از كوهها جارى ميشد سيراب ميگشت . فرداى آن روز يعنى دو شنبه از آنجا به راه افتاديم و نگهبانانى كه امپراطور جهت پاسدارى ما گسيل كرده بود بازگشتند چون ميگفتند كه از آن حدود ببعد مرز دشمن است و ديگر نميتوانند پيشروى كنند . پس بىنگهبانان ( با راهنمايان و خدمتكاران ) به راه خويش ادامه داديم و مقارن غروب از كنار دژى گذشتيم كه ميگفتند متعلق به امپراطورست . اين دژ « پاليما » « 2 » نام دارد . و بر فراز قلهء بلندى ساخته شده است و راه وصول به آن از پله است . در ميان صخره‌هاى كوهپايه‌هاى آن چند خانه وجود دارد . راه ما امروز از ميان جنگلهاى زيبا و خرم و راه‌هاى خوب ميگذشت . فقط در يك محل وضع نامطلوب بود و آن نقطه‌اى بود كه كوه بر روى آن ريزش كرده و راه را بسته و نهرى را سد كرده بود . ازين محل با دشوارى بسيار و معطلى زياد گذشتيم . در نتيجه آن روز نتوانستيم زياد راه پيمايى كنيم .

--> ( 1 ) - Pyxites ( the Surmeneh - Su ) ( 2 ) - Palima