روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
125
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
امپراطريس يعنى همسر امپراطور از خويشان نسبى و همخون خاندان امپراطوران قسطنطنيه است . امپراطور جوان يعنى پسرش نيز دخترى از نجباى قسطنطنيه را بزنى گرفته است و دو دختر خردسال دارد . فرداى آن روز كه يكشنبه بود بعد از ظهر ، دو تن از نجبا كه از دستگاه سلطنت و ملازم مخصوص امپراطور بودند آمدند . لقب يكى از اينان « كوروس » « 1 » بود كه بيونانى به پيشخدمتى اطلاق مىشود كه كمان امپراطور را در برابر او ميبرد . لقب ديگرى « پروتوستاتى » « 2 » بود كه همانست كه به او خزانهدار كل ميگوييم . اين مرد بسيار مقرب درگاه بود و در سراسر امپراطورى كارى پيش نميرود مگر با كفايت و حسن نيت و ارادهء او . بما گفتند كه اصلا از خانوادهاى پست و پسر نانواست . بهر حال به ظاهر به نظر ما از نجبا آمد . بما گفته شد كه امپراطور جوان چون ديد كه اين مرد بسيار مورد احترام پدرش است چنان كه امپراطور هيچ اعتنايى به اشارت و صلاح انديشى ساير رجال دربار خويش نميكند رشك ورزيد و بر پدر شوريد و درخواست كرد كه اين مرد تبعيد شود . پسر با پدر بجنگ پرداخت و او را سه ماه در پايتخت در محاصره نگاهداشت . زيرا كه همهء نجباى عمدهء دربار هواخواه پسر بودند . اين امور بموقع با وساطت كوروس سابق الذكر فيصله يافت . اين كوروس از دوستان امپراطور جوان است و نيز مورد اعتماد نجباست كه ازو پشتيبانى و حمايت ميكنند پس ازين پدر كه احترام بسيار و نفوذ خويش را از دست داده بود باز هم دست از پشتيبانى و حمايت اين مأمورى كه از خاندان پست برخاسته ، يعنى پروتوستانى ، برنداشت . شهر طرابوزان در كنار دريا قرار دارد و حصار آن تا فراز كوههايى كه در پشت شهر واقع است بالا ميرود ، درينجا يك دژ محكم ساخته شده است كه ديوار آن ، بلندى را كه دژ بر آن ساخته شده است در ميان ميگيرد . در يك سمت شهر رودى كوچك جريان دارد كه از گردنهاى تنگ ميگذرد ، و طرابوزان
--> ( 1 ) - Koros ( 2 ) - Protevestati