روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
121
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
« سينوپ » « 1 » . از آنجا به بندرگاه آمديم . اين شهر از آن اسفنديارست و پس از پياده شدن آگاهى يافتيم كه وى اكنون در آنجا نيست و در شهرى است كه تا آنجا سه ميل فاصله دارد و از املاك اوست و بنام « كاستمونى » ( قسطمونى ) « 2 » معروف است . همچنين خبر يافتيم كه وى اينك چهل هزار تن سپاهى گرد آورده است تا با ( امير سليمان چلبى ) پسر سلطان فقيد تركان كه اكنون دشمن خونى او شده بود ، زيرا كه اسفنديار حاكم و دست نشاندهء تيمور بود ، جنگ كند . در صورتى كه او را ميديديم براستى مشتاق سخن گفتن با او بوديم . زيرا ممكن بود بعضى اطلاعات صحيح از محل اقامت تيمور داشته باشد و ما را در اختيار راه خشكى كه پس از اندك زمانى ناچار از پيمودن آن بوديم راهنمايى كند . علت اينكه اين اسفنديار اخير بارادهء تيمور تيولدار آن نواحى شده بود ، اين است كه سلطان فقيد تركان كه تيمور او را ( در جنگ آنقره ) شكست داده بود پدر اسفنديار را كشته بود و املاك او را غصب كرده و اينك تيمور بار ديگر آن نواحى را به پسرش اسفنديار باز گردانده بود . سپيدهدم شنبهء بعد كه مصادف بود با پنجم آوريل ( از سينوپ ) عزيمت كرديم . باد بسيار ملايمى ميوزيد ، چنان كه ما ديگر بساحل نرفتيم و تا فرداى آن روز در دريا بوديم . فرداى آن روز كه يكشنبه بود بكنار شهرى در خاك تركان رسيديم بنام « سامسون » . اين شهر داراى دو دژست ، يكى ازين دو متعلق بدولت ژن است . اما دژ دومى با بندرى كه در كنار آن است از آن شاهزاده سليمان چلبى است . به همين علت جرأت نكرديم كه بساحل نزديك شويم و دور از ساحل دريانوردى كرديم . به اين ترتيب همهء شب بعد را در دريا مانديم و هوا بسيار مساعد بود . دوشنبه بهنگام ظهر به بندرى بنام « اونيه » « 3 » كه دژى در كنار آن هست رفتيم . بر فراز بندرگاه ، خانههاى شهر را ديديم . اما اين شهر بسيار كوچك بود و مردم آن غالبا يونانى بودند . در نوك تپهء مجاور ، اخيرا دژى ساخته شده است
--> ( 1 ) - Sinope ( 2 ) - Kastamuni ( 3 ) - Unieh