ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

71

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

ما بگذارد . او مرتب با گفتن « الان ! الان ! » . . . دفع الوقت مىكرد تا آنكه حوصله‌ى پاستوش سر رفت ، تازيانه‌اش را به حركت درآورد . ما بلافاصله اثر معجزه‌آميز آن را در آن سرزمين به چشم خود ديديم و از منزلگاه حركت كرديم . قره‌كليسا ( كليساى سياه ) منزلگاه آخرى ما بود . از فرصت كوتاهى كه تا غروب آفتاب داشتيم ، براى ديدن اين كليسا كه زيارتگاه ارمنيان است استفاده كرديم ، اما چيز قابل ملاحظه‌يى نداشت . در موقع مراجعت به ايستگاه سگ‌هاى روستاييان ارمنى كه درندگان وحشتناكى بودند ، به سوى ما حمله‌ور شدند به زحمت توانستيم خود را از شر آنها نجات دهيم . از اين نوع سگ‌هاى گله در همه جاى قفقاز فراوان است و اگر يكى از آنها به دست كسى كشته شود ، كلاهش پس معركه است . در حين مسافرت روزى ما مجبور شديم به طرف يك‌دوجين سگى كه به ما حمله‌ور شده بودند ، تيراندازى كنيم . چند دقيقه از اين ماجرا نگذشته بود ، تمامى اهالى دهكده - كه همه تاتار بودند - سر ما ريختند . هر قدر خواستيم موضوع را با زبان خوش رفع و رجوع كنيم ، گوششان بدهكار نشد ، تا آنكه مجبور شديم با آنان نيز همان‌طور رفتار كنيم كه با سگ‌هايشان رفتار كرده بوديم . منزلگاه قره‌كليسا واقع در آمانلى « 1 » جايگاه كم‌اهميتى است و در اين قسمت از مسير از آن جنگل‌هاى زيباى دره‌ى آقستافا و اطراف دليجان ديگر اثرى پيدا نيست . تپه‌هاى سمت چپ جاده باز هم كم و بيش درختى دارند ، ولى تپه‌هاى سمت راست چون كف دست لخت و پر از تل سنگ و صخره هستند . در گوشه و كنار گه‌گاه ديدن چند روستاى ارمنىنشين يا تاتارها كه هركدام از چند كلبه‌ى خرابه تشكيل شده است تا اندازه‌يى از يكنواختى جاده مىكاهد . از ايستگاه كه خارج شديم جاده بلافاصله وارد گردنه‌يى شد و آنگاه از كنار مسيلى گذشت كه در حاشيه‌ى آن سبزى و چند درخت بيد روييده بود . سپس ، بعد از گذشتن از تنگنايى باريك در ميان كوهستانى خشك ولى بسيار خوش رنگ به چاپارخانه آغ‌بولاغ « 2 » رسيديم . سرانجام بعد از چند پيچ و خم وارد دشت پهناورى شديم كه كوهستان‌ها دور آن را احاطه كرده بودند و در ميان تمامى كوه‌هاى اطراف قله‌ى باشكوه آلاگوز « 3 » ( كوه رنگارنگ ) با آن برف جاودانىاش با عظمت خاصى سر به آسمان

--> ( 1 ) . Amanli ( 2 ) . Ak - Boulak : به معناى چشمه‌ى سفيد . ( 3 ) . به آن كوه ، Ala - goz و گاهى الله - گوز Allah - goz به معناى چشم خدا نيز مىگويند كه هر دو نام بدون -