ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
407
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
يك كليساى زيباى ارمنى موسوم به كليساى حضرت مريم و خرابههاى قصر ناتسيخوارى « 1 » ، محل سكونت نخستين پادشاهان گرجستان ، از ديگر آثار ديدنى اين شهر باستانى محسوب مىشوند . در هر پاييز ، اين شهر قديمى سلطنتى گويى از خواب سالانهى خود بيدار شده از شب 9 تا 21 اكتبر زائران مسيحى از چهارگوشهى گرجستان به سوى آن هجوم مىآورند تا مراسم عيد سالانه را برگزار كنند و همهى آنها در اطراف كليسا گرد مىآيند : عدهيى در زير چادرها و افراد بىچيزتر زير چتر آسمان . فرداى آن روز زنان در داخل كليسا نماز كوتاهى مىخوانند ، ولى مردان به همان نگاه مختصر از بيرون كليسا قناعت مىورزند . آنگاه زائران در مسابقههاى پيادهروى و اسبسوارى با يكديگر به مبارزه برمىخيزند . تمام شب به شادخوارى و عيش و نوش مىگذرد . به افتخار سنگئورگى سفيد « 2 » مىخورند ، مىآشامند و لذت مىبرند و جامعهى روحانيت نيز از همه جزئيات و مراحل اين مراسم ولو گناهآلود هم باشد سخت راضى و خوشحال است ، زيرا جمعيت براى پر كردن جيبهاى آنان ، با دست پر و با نذر و نياز فراوان به درگاهشان آمده است . حتى تاتارها نيز در اين جشن شركت مىكنند ، بدون آنكه حضور آنان در خاطر اين كشيشان خطاپوش ذرهيى غبار ملال بنشاند . فاصلهى متسختا تا تفليس فقط بيست ورست است . راه از روى رود كر از طريق پلى مىگذرد كه در سال 1841 بر روى پايههاى اوليه پلى منسوب به پمپه ساخته شده است . آنگاه از روى خط آهن پوتى به تفليس گذشته و در امتداد كنارهى راست رودخانه به سمت مقصد پيش مىرود . در دامنهى كوههايى كه حولوحوش رود كر را احاطه كردهاند ، غارهاى چهارگوشى را ديدم كه آنها را در ارتفاع بلندتر از قد آدمى ، در دل صخرهها ، كنده بودند . مانند غارنشينان آمريكايى ماقبل تاريخ و قوم معروف كليف دولينگ « 3 » ، بوميان ما قبل تاريخ اين پناهگاههاى زيرزمينى نيز قطعا نشانههايى از جاى پاى خود روى سنگها گذاشتهاند كه در اثر نفوذ تدريجى آب و گذشت قرون و
--> ( 1 ) . Natsikhvari ( 2 ) . Le blanc saint George ( 3 ) . Cliff - Dewellings يا ( Cliff - Dwellers ) به گروهى از مردم ماقبل تاريخ آمريكا اطلاق مىشود كه در تپهها و پرتگاههاى كنار دريا زمين را مىكندند و براى خود منزل و پناهگاه درست مىكردند . [ بيشتر در نواحى آريزوناو مكزيك جديد ] . م .