ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

402

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

همه سركشى اسب‌ها جوانى و بىتجربگى آنها است . ظاهرا اولين بار بود كه آنها را به درشكه بسته بودند . من دلم به حال آن مسافرانى مىسوزد كه مسئول چاپارخانه دوشيت هوس كند با تكرار اين تجربه چنين بلايى بر سر آنان نيز بياورد . از يمن قدوم ما اطلاع حاصل شد كه چاپارخانه‌ى متسختا « 1 » كه در نظر داشتيم شب را آنجا بگذرانيم از چند روز پيش دچار آتش‌سوزى شده و پاك از ميان رفته است . چاره‌يى جز ماندن در تسيلخان نبود . خوشبختانه وضع چاپارخانه اين شهر نسبتا روبه‌راه بود و صاحب آن با شنيدن سرگذشت ما دلش به حال ما سوخت و شام بسيار خوبى از نيمروى تخم‌مرغ و ماهىهاى قزل‌آلا كه آنها را تازه از رود آراگوا صيد كرده بودند براى ما تهيه كرد . كوزه‌ى شراب كاخت و زمزمه‌ى جوشيدن سماور بزم ما را كامل و رنج و ناراحتى راه را از تن ما دور كرد . فرداى آن روز عازم متسختا شديم . راه با پيچ و خم زياد از ميان تپه‌ها و گاهى نيز از كنار گودال‌هايى مىگذشت كه در گوشه و كنار آنها قبرهايى وجود داشت . روى قبرها را با چهار خشت خام پوشانده بودند و جهت همه‌ى آنها رو به سوى مشرق بود . از پاى برج و بارويى كه طبق معمول به دستور ملكه تامارا ساخته شده بود عبور كرديم . خرابه‌هاى بىشمارى كه در امتداد رود آراگوا و بر بالاى كوه‌ها به‌طور متفرق ديده مىشد ، همه آثار و نشانه‌هاى باقى مانده از پايتخت قديمى گرجستان بود . متسختا آخرين ايستگاه نرسيده به تفليس بود و ما در اولين ساعات صبح به آنجا رسيديم و به قدر كافى وقت داشتيم كه با فراغ خاطر آنچه از اين شهر باستانى بر جاى مانده است ، خوب تماشا كنيم . مطابق خبرهاى مندرج در تاريخ‌هاى گرجى متسختا توسط متسختو « 2 » فرزند كارتلو « 3 » - نياكان كاتزول « 4 » [ كارتول ] ها - كه در عصر پنج نسل بعد از نوح مىزيست ، بنيادگذارى شده است و اين شهر در واقع قديمىترين شهر جهان است . حالا اين روايت‌ها چه درست باشد و چه نادرست ، اين شهر كه در محل تلاقى دو رود گوا و كر واقع است ، در قرن دوم عصر ما [ بعد از ميلاد مسيح ] از اهميت فراوانى برخوردار بوده است . شهر مزبور تا قرن پنجم پايتخت گرجستان بود ، ولى در قرن پنجم شاه واختانگ گورگسلانى « 5 » مقر حكومت خود را به تفليس انتقال داد . از آن تاريخ به بعد دوران زوال مستختا آغاز گرديد . تيمور لنگ در قرن چهاردهم آخرين ضربه را بر پيكر روبه‌زوال آن وارد كرد . حالا

--> ( 1 ) . Mtskheta ( 2 ) . Mtskhetos ( 3 ) . Kartlos ( 4 ) . Katzevels ( 5 ) . Wakhtang - Gourgslan