ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

393

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

فصل بيست و دوم جاده‌ى گرجستان بالتا - لارس - داريال - كازبك - دهكده‌هاى اوست‌ها - كوبى - كرانه‌ى كرستوايا - گورا - گودائور - ملتى - پاسانائور - خوزورها - آنانور و صومعه‌ى سن‌كيتوبل - دوشيت - تسيلخان - متسختا ( سوتى - تزكولى ، سامتاورو - ناتسيخوارى ) - خانه‌هاى غارمانند - البروس از ولادى قفقاز تا تفليس در حدود دويست ورست فاصله است . جاده‌يى كه اين دو شهر را به هم وصل مىكند ، تنها راه كالسكه‌رويى است كه از ميان سلسله جبال قفقاز مىگذرد . به علت اهميت سوق الجيشى اين جاده مرتب به آن مىرسند و جاده آن‌قدر خوب است كه با بهترين راه‌هاى سويس برابرى مىكند . تا بالتا « 1 » مسير راه از دشت مىگذشت و منظره‌ى كوه‌ها در زير پوشش ضخيمى از برف بسيار تماشايى بود . ديختائو و كازبك كه ما قدم‌به‌قدم به آنها نزديك مىشديم ، به نظر چنين آمدند كه گويى سطح علفزار پهناور را زير پاهاى غول‌آساى خود له كرده‌اند . كمى قبل از رسيدن به بالتا قلعه‌ى مجزايى را ديديم كه نظاميان بالاى آن ورودى گردنه‌ها را زير نظر داشتند . راه از كناره‌ى چپ ترك عبور مىكرد . جنگل‌ها ، طبقه‌طبقه ، دامنه‌ى كم‌شيب كوهستان‌ها را پوشانده بودند . گاهى برج و باروهاى رو به ويران ، در گوشه و كنار كوه‌ها ، لكه‌هاى بزرگ خاكسترى رنگى روى برف‌هاى شفاف ايجاد كرده بود . نزديك لارس « 2 » سواران كاباردن را ديديم كه لباس مخصوصى كه آن را از پوست گوسفند درست مىكنند پوشيده و كلاه‌هاى پشمالو و استوانه‌يى پاپاخ بر سر گذاشته

--> ( 1 ) . Balta ( 2 ) . Lars